کیمیای آگاهی

Hard Time

تعداد بازدید : 157 تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۲/۱۶

Hard Time

يك كلمه ى تركيبى جالبى در زبان محاوره و روزمره انگلیسی زبان ها بنام Hard time هست ، كه  ترجمه ى لغت به لغت "زمان دشوار" يا "زمان سخت" برای آن بسيار الكن و نارساست. اما توجه به مفهوم این کلمه بسیار تاثیرگذار و تامل برانگیز است .

هارد تايم، "زمان سختى" نيست كه در اثر يك اتفاق، تصادف يا عامل خارجى و حتى درونى فرد بوجود آمده باشد. هارد تايم را يك انسان به انسان ديگر ميدهد. چگونه؟ زندگى پر از اتفاقات ناخوشايند است و آدمها داراى نقاط ضعف فراوان. عكس العمل ما در برابر پديده هاى ناخوشايند (از نظر ما) و كيفيت روبرو شدن با آن است كه مفهوم هارد تايم را مشخص ميکند. 

يك مثال: مادرى در حال بيدار كردن فرزندش براى رفتن به مدرسه است. بچه در خواب عميقى فرو رفته و زمان در حال از دست رفتن است. موقعيت براى مادر كمى اضطراب آور است، چون ٢٠ دقيقه ديگر، سرويس مدرسه زنگ آپارتمان را به صدا در خواهد آورد و يه عالمه كار مانده است.

مادر اول: هى پاشو ديگه، تنبل، الان آقا سرويس مياد و تو آماده نيستى ميره، كيفت كه آماده نيست، صبحانه كه اصلا وقتش نيست، لباسهات كجاست؟ پاشو ديگه؟ چقدر ميخوابى؟ خوش بحال فلانى كه بچه اش اينهمه حرص و جوش به مادرش نميده. (اشياء اتاق را به هم ميزند، با دستش محكم تكانش ميدهد، خشم و اضطراب از صورتش هويداست...) 

مادر دوم: بلند ميشى عزيزم؟ صبح قشنگت بخير، آبميوه ای كه دوست داشتى روى ميزه، اگه بلند نشى يه فرشته شكمو منتظره تا سهم تو را بخوره ....(مادر نرمه ى گوش فرزندش را نوازش ميكنه، پيشانى اش را لمس ميكند و با استفاده از كلام و نگاه و حس لامسه، يه انرژى عالى براى شروع يك روز خوب به جگر گوشه اش ميدهد...

ولى مادر اول متاسفانه در موقعيت هارد تايم قرار دارد، يعنى عرصه را به فرزندش تنگ ميكند، شايد دليل بيدار نشدن كودك اولى اينه كه نميخواد چشمش را به روى يك روز تلخ و سياه باز كند و زير آوار خشونت كلامى خرد شود. البته در اين موقعيت هم مانند موقعيت ديگر، مادر عاشق بچه اش است، حاضر است جونش را برايش بدهد، بچه هم بنا بر غريزه عاشق مادرش است. در هر دو موقعيت عشق و مسئوليت پذيرى و غيره قرار دارند، اما هارد تايم نمى گذارد كه در موقعيت اول "فرهنگ عشق ورزيدن" هم در كنار عشق بوجود آيد. 

هرکداممان در زندگى، روزانه هارد تايم هاى زيادى به اطرافیانمان می دهیم . علت آن ريشه هايى از خشم، اضطراب و افسردگى است كه به درجات متفاوت در همه ى ما وجود دارد. اگر بدبين باشيم و همه ى انسانها را يك تهديد بالقوه بدانيم، مرتبا نيمه ى خالى ليوان را ببينيم، همش منتظر اتفاقات بد باشيم، مرتبا از چيزى بناليم و مدام از چيزى انتقاد كنيم و ايراد بگيريم، ديگران از غر غر ما به ستوه درخواهند آمد و با آنكه ممكن است عاشقانه دوستمان داشته باشند اما به دنبال راه نجاتى براى فرار از موقعيت hard time خواهند گشت. 

مراقبت کنیم همديگر در موقعيت هاى دشوار انسانى Hard time ندهيم.



اشتراک در شبکه های اجتماعی

ارسال دیدگاه


طراحی و اجرا : 01WEB