کیمیای آگاهی

اصل مهم : پدر تربیت، مادر عشق

تعداد بازدید : 478 تاریخ انتشار : ۱۳۹۹/۰۳/۰۶

تربیت = مرزگذاری ، کنترل ، محدودیت ، بکن و نکن، امر و نهی عشق = آغوش ، محبت ، دهندگی بی قید و شرط ، همدلی

تربیت = مرزگذاری ، کنترل ، محدودیت ، بکن و نکن، امر و نهی

عشق = آغوش ، محبت ، دهندگی بی قید و شرط ، همدلی

18

رفع نیاز  کودک ، بسته به هر نوعی که باشد، از جانب پدر و مادر صورت می‌گیرد. این اصل مهمترین اصل رفتار با کودک است.
و با توجه به مطالبی که در آیین همسرداری گفته شد ، لازم به یادآوری است که :
پدر
¬ آنیموس ، حوزه سر، منطق
مادر
¬ آنیما ، حوزه عواطف ، احساسات ، عشق
(در مورد رفتار با کودک درون هر فرد هم این مطلب همین گونه صادق است.)

با توجه به مطلب بالا است که می گوییم پدر باید مرزگذاری کند، و امر و نهی و کنترل و محدودیت فرزندان نیز باید توسط پدر انجام شود و عشق دادن، محبت کردن، و دهندگی های بی قید و شرط و همدلی کردن با فرزندان از طرف مادر انجام شود.

مادرها نباید بگویند «چه کاری بکن یا نکن» ، این کار باید از طرف پدر و یا با حالت نقل قول از پدر گفته شود: «پدر گفتند، که این کار را اینطور انجام بدهی.» مگر در حالتی که پدر تفویض اختیار در یک حوزه کرده باشند.

21

البته حتما باید اجازه از پدر گرفته شده باشد و گرنه مادر دروغگو دیده می‌شود و تاثیرات مخربی دارد.

خیلی ها فکر می کنند با این کار پدر و یا مادر نقش آدم بد را به خودشان گرفته اند و به همین دلیل از انجام آن خودداری می کنند، ولی باید بدانید که بچه‌ها از چهارچوب‌های پدر امنیت می‌گیرند، و تربیت صحیح باعث بد شدن پدر نمی‌شود مگر در حالتی که متاسفانه در بعضی از مادرها دیده می شود(که درغیاب پدر، لشکرکشی می‌کنند و بچه‌ها را با پدر بد می‌کنند.)
تصویری که شاید به درک راحتتر این مطلب کمک کند، تصویر بازجویی بازجوها از یک فرد است که یکی از بازجوها بسیار سخت گیر است و به هیچ وجه انعطاف پذیری ندارد ولی دیگری مهربانی می کند و یا حتی یواشکی تلفن هم به متهم می‌دهد که با خانواده اش صحبت کند و در این حالت متهم هیچ وقت فکر نمی کند، تلفن صحبت کردن آزاد شده است و متوجه جایگاهش است، مادرها هم گاهی اوقات ، در جایگاه عشق مادری، کارهای یواشکی از دید پدر هم صورت می‌دهد ولی جایگاه آن مشخص است.

از آنجایی که تصمیمات پدران از جایگاه حوزه سر گفته میشود، بچه ها می دانند چون پدر حکم کرده اند، قطعی است و جایی برای چانه زدن ندارد ولی اگر مادر بخواهد این کار را کند ،  مجبور است از ابزارهای احساسی کمک بگیرد که هم غیر سازنده است و هم بچه ها می دانند که مادرها مهربان و عاطفی هستند و می توانند با اصرار و یا گریه و زاری و یا حتی قهر کردن ، نظر مادرشان را تغییر دهند ، پس وارد بازی عاطفی شده و چانه می زنند.

مثلا در مورد درس خواندن بچه ها ، مادر ها با گریه ، دعوا و احساس گناه دادن، رفتار بچه‌ها را کنترل می کنند.در صورتی که می توانند به جای اینکه با هزار روش به فرزندشان  بگویند: «برو درس بخوان» ، خیلی آرام ومنطقی و شمرده اعلام کنندکه: «اگر پدر بداند درس نخواندی، ‌ناراحت خواهند شد.»

قرار نیست، پدر و مادر با هم تصمیم بگیرند!!
مسئولیت تصمیم‌گیری بر عهده پدر است و مسئول عشق دادن وتوجه احساسی و عاطفی به بچه دادن ، مادر است ، همانطور که تصمیمات این دو بسیار با هم متفاوت است ، آغوش و عشق این دو نفر هم خیلی باهم فرق دارد.

14

اگر نقشی که در بالا برای مادر و پدر تعریف شد ، جابجا شود با توجه به مطلبی که در اصل شماره ۵ گفته شد ( در مورد اینکه اولین زن و مردی که بچه ها می بینند مادر و پدرشان است و اگر این نقش ها جابجا شود بچه ها زنی را می بینند که فیزیک زنانه دارد اما رفتار مردانه انجام میدهد و مردی را که فیزیک مردانه دارد و رفتار زنانه انجام می دهد) در این حالت بچه ها دچار مخدوش شدن نقش می شوند که بسیار مخرب و غیر سازنده است ، یعنی خودشان با توجه به اینکه دختر باشند و یا پسر، رفتارهای جنس مخالف خود را زندگی می کنند و در این حالت است که حالشان بد است، و می شوند دخترهایی که مثل پسرها لباس می پوشند و رفتار می کنند و یا پسرهایی که مثل دخترها به آرایش چهره خود می پردازند و رفتارهای خاله زنکی و دخترانه ازشان سر می زند.
و فقط در وقتی که همه افراد در سر جای خودشان باشند، حال همگیشان خوب است و آرامش دارند و احساس شعف ( احساسی که کاملا درونی است و به هیچ عامل بیرونی بستگی ندارد) می کنند ، ولی کافیست که یک نفر ، سر جای خودش نباشد و جابجا شود تا همه چیز به هم بریزد.



اشتراک در شبکه های اجتماعی

ارسال دیدگاه


طراحی و اجرا : 01WEB