مادر

فداکاری

گذشت

ایثار

کنترلر از زیر

علاقه مند به پروسه تغذیه و غذا دادن به همه چیز و همه کس

رشد و  پرورش  دهنده فیزیکی و متا فیزیکی

غذای مادرانه خوشمزه و خورشت جا افتاده 

کنترلر از زیر( به صورت نا محسوس و غیر آشکار همه از او تبعیت می کنند و فرمانبردارش هستند )

استفاده از محرومیت به عنوان ابزار کنترلی

حمایت بی دریغ

آغوش گرم و نرم مهربان و صمیمی 

پرورش همه جانبه

غذای خوشمزه مامانی

گومبولی ، نرمولی ، گرمولی

عجزه پروری( در راستای دهنگی های بی دریغ و بی شائبه و بی شمار)

رشد هنده فیزیک ( آنچه که دیدنی است و با حواس پنجگانه می توان حس و لمس نمود )

سرویس دهنده بی انتها و بدون حد و مرز

بهترین چیزها برای دیگران و باقی مانده بدرد نخور ، قبل از حرام شدن و ضایع شدن برای او

قلدر و توانمند

 و  . . .

 

 

اشتراک گذاری/نشانه گذاری

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading ... Loading ...

بررسی دقیق نوع فعالیت این کهن الگو ها ، نیازمند تحلیل و واکاوی دقیق با در نظر گرفتن شرایط پیرامون و درون فرد است.لیکن ما در این مجموعه مطالب به اختصار به نکات کلیدی و بارز ، که از اهمیت بیشتری برخوردارند خواهیم پرداخت !

ویژگی های اخلاقی

این افراد همیشه در حال سرویس دادن و انجام کاری برای دیگران هستند ، به همین علت اطرافیان آنها آدم های بی مسئولیتی هستند.

به هیچ عنوان نمی توانند ” نه ” بگویند.

اغلب در رابطه با جنس مخالف در نقش مامان ظاهر می شوند.

دست پختهای خیلی خوشمزه دارند.

عاشق بچه ها هستند.

 

عاشق مهمان و مهمانی دادن  هستند.

محال است دست خالی به جایی بروند ، گل ، شیرینی ، غذا و . ، همیشه با دست پُر.

آغوش مهربانی دارند.

ماساژورهای پر عشق و تاثیرگذار و خوبی هستند.

همیشه در کیف یا کمدشان خوراکی دارند . آنقدر خوراکی و دهندگی به طرفشان می خورانند تا بترکد.

 

این شخصیت به طور کلی حامی خوبی برای دیگران است و همیشه آنها را در حال دادن سرویس دادن و خدمت به دیگران میبینید.

بسیار پرتوان و قلدر در حوزه خودشان

یک مدیر عاطفی و پر توان و فوق العاده

مادرانی خستگی ناپذیر و تسلیم ناپذیر

ضدِ افسردگی

در کودکی

این افراد در کودکی نیز در عروسک بازیها و خاله بازی هایشان نقش مادر را بر عهده دارند . میزان  تمایل و علاقه به داشتن فرزند در آنها به اندازه ایست که به راحتی باور نکردنی  زایمان می کنند و در زمان زایمان از سر رضایت وخشنودیشان حتی خنده بر لب دارند.

 

دوران تحصیل
درس خواندن برای این تایپ شخصیتی ، بهشان کمک می کند تا بعدا بتوانند به فرزندانشان در انجام دادن تکالیف کمک کنند.


در کار

اشاره کردیم که افرادی که انرژی کهن الگوی دیمیتر در آنها فعال است ، ” دهندگی ” را در جای جای تعاملات روزمره ، زندگی می کنند ، این حس و حال را حتی در مورد شغل و کاری که انجام می دهند نیز دارند.

غالباً میتوانید  افراد، دیمیتر تایپ را  در حال کار در حرفه های خدماتی و پرورشی ببینید ،چراکه به مشاغل خدماتی علاقه بسیاری دارند و از این طریق انرژی دهندگی و حمایت خود را زندگی می کنند.

آنها  اغلب جذب مشاغل سنتی زنانه می شوند ، به عنوان مثال در مشاغلی چون پرستاری و معلمی بسیار موفق و اثر گذار هستند.  و نه تنها در این مشاغل پیشرفت می کنند بلکه خود نیز عاشق کار خود هستند، و از لحظه لحظه شغل خود لذت میبرند و هر بار با انرژی مضاعفی در کار خود حاضر می شوند.

 

 این افراد با مهرورزی , مهربانی و خدمت به دیگران به رضایت خاطر دست می یابند و از این طریق خود را مفید می بینند و به نوعی بودن خود را در خدمت و حمایت و پشتیبانی از دیگران می بینند .

به عنوان این جمله را از آنان بسیار می شنوید که:  همه همکاران من هر زمانی که گرسنه هستند و یا دلشان هوس چیزی می کند و یا دلتنگ مادرشان می شوند و یا درد دلی داشته و یا نیاز به همدلی دارند پیش من می آیند و همیشه هم با دست پر برمی گردند .

از آنجائیکه ، بسیار قدرتمند و قلدر هستند در مقام رهبری و مدیریت خوب عمل می کنند ( البته نه در مدیریت های اداری که نیازمند قاطعیت از لحاظ حوزه سر و منطق باشد) و از آنجاییکه بعد عواطف و احساسات در این افراد بسیار پر رنگ است ، قادر نیستند در مواقع لازم احساسات و عواطف خود را نادیده گرفته و بر اساس قوانین حاکم بر محیط کاری رفتار کنند .

در حالت ناآگاهانه ، توان شیفت مناسب در محیط های کاری را ندارند . به عنوان مثال اخراج کارمندانشان برایشان بسیار دشوار است و به جای قاطعیت ، با او همدردی می کنند !

محیط کاری را مانند محیط منزل عاطفی تلقی می کنند و رفتاری مشابه فرزندانشان با کارمندانشان دارند! همواره آنها را حمایت می کنند، پای درد و د کارمندانشان می نشینند و در جریان جزئی ترین تعاملات خصوصی و شخصی آنان هستند و بطور متقابل کارمندان زیر دست شان از آنها در همه زمینه ها  انتظار حمایت دارندو اگر از آنها حمایت نکنند، کارمندانشان مانند کودکان متوقع  عصبانی و ناراضی می شوند و توقع حمایت های عاطفی را همواره خواهند داشت .

رابطه زنان دیمیتر تایپ با مردان و زنان

این زنان در رابطه با هر فردی ، چه زن و چه مرد و با هر سن و شرایط و موقعیتی طوری رفتار می کند که گویی آنان بچه هایی هستند که نیاز به مراقبت و توجه دارند.
همیشه مثل مادرها نگران خورد و خوراک افراد هستند و برایشان مادری می کنند.

ازدواج در زنان دیمیتر تایپ

هدف از ازدواج این افراد آوردن فرزند و بارداری و زایمان است تا بتوانند آنها را پرورش دهند و در کل به آنها سرویس بدهند خدمت کنند و بر این اساس هر چقدر بچه کوچکتر ، ناتوان تر و پر خور تر باشد انرژی دیمیتری و مادرانه آنها را بیشتر تخلیه میکنند .

 بارداری برای آنها بسیار زیبـاست. و بعضآ شوهرشان نیز مانند یکی از فرزندان آنهاست و به همان سبک و سیاق و روش با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و رفتار میکنند .

 

رابطه با فرزند

جملاتی که همیشه از مادران با این تیپ شخصیتی میشنوید:

الهی بمیرم گشنه موندی؟

اگه سیر نشدی برات غذا درست کنم.

مامان خیر و صلاحتو بهتر میدونه

از آنجایی که این مادران بسیار بسیار کنترلر و قوی هستند،  فرزندان خود را عَجَزه می کنند و شاهد رشد ( صرفاً فیزیکی ) فرزندانشان هستیم و به طوری که آدمها در کنار آنها فلج و ناتوان می شوند.

 

فرزندان ایشان در سنین نوجوانی و یا حتی جوانی ، قادر به فراهم کردن غذای مناسب ، لباس متناسب و سایر نیازهای مقدماتی خود نیستند چراکه همیشه مادری در کنارشان بوده که پیش از ” اعلام نیاز ” تمام و کمال ، احتیاجات آنها را برآورده کرده است !!!!

نتیجه چنین رفتاری ، داشتن فرزندان ناتوان و عجزه ای است که همیشه محتاج مادر هستند !!

ویژگی های کلی

عجزه پروری : از آنجائیکه بودن خود را در دهندگی هایشان می بینند ، بسیار کنترل کننده بوده و  ترجیح می دهند دیگران ، همیشه و همه جانبه به آنها وابسته باشند. آنها بر این باور هستند که اگر فضای باز بیش از اندازه برای استقلال به فرزندان ، و کلاً تمامی افراد تحت کنترلشان دهند , آنها را از دست خواهید داد. از این رو اجازه رشد و یادگیری را به آنها نمیدهند تا همیشه وابسته و آویزان و محتاج باقی بمانند .

کنترلر : یکی از قسمت های غیر سازنده در افرادی که دیمیتر در آنها بصورت ناآگاهانه فعال است ، کنترل بیش از حد و همیشگی و همه جانبه آنها است  که این کنترل ها می تواند بصورت کنترل های بیرونی و کنترل های درونی باشد .

به عنوان مثال مادران دیمیتر تایپ ( نا آگاه ) را تصور کنید : این مادران هویت خودشان را در سرویس دهی و حمایت و دهندگی به فرزندانشان تعریف کرده اند و حتی نمی توانند لحظه ای تصور کنند که این فرصت دهندگی را از دست بدهند !!!!!

این مادرها ، هر چقدر فرصت بیشتری برای ارایه دهندگی های همه جانبه خود داشته باشند ، احساس بهتری داشته و ” بودن ” خود را به این صورت تعریف می کنند

برای چنین مادرانی ، دیدن روزی که فرزندان آنها نیازمند آنها نیستند و یا اینکه خودشان قادر به برآورده کردن احتیاجاتشان نیستند ، مانند مرگ و نیستی  است.

افراد دیمیتر تایپ، همیشه در زندگی  مشغول رسیدگی به وضعیت دیگران و دهندگی و حمایت از نیازمندان و اشخاصی که به آنها اعلام نیاز کنند بوده و از اینکه به دیگران ، از  فرزندان و کودکان گرفته تا کارمندان و همکاران دهندگی کرده و ایشان را تغذیه کنند احساس کامل بودن و خوبی دارند .

از آنجائیکه بودن خود را در دهندگی هایشان می بینند ، بسیار کنترل کننده بوده و  ترجیح می دهند دیگران ، همیشه و همه جانبه به آنها وابسته باشند. آنها بر این باور هستند که اگر فضای باز بیش از اندازه برای استقلال به فرزندان ، و کلاً تمامی افراد تحت کنترلشان دهند , آنها را از دست خواهید داد. از این رو اجازه رشد و یادگیری را به آنها نمیدهند تا همیشه وابسته و آویزان و محتاج باقی بمانند . زمانی که می بینند و متوجه می شوند که کسی به آنها وابسته نیست و برای انجام خواسته هایشان به او  احتیاجی نباشد , احساس واخوردگی و بی مصرف بودن می کنند! از آنجائیکه قلدرانه می خواهند همیشه کنترل اوضاع را در دست داشته باشند، از این واقعه خشمگین و غمگین می شوند و تمام تلاش خود را برای وابسته کردن وی انجام می دهند .

کنترل شدید : افراد کنترلر را می توانیم به دو دسته تقسیم کنیم ، دسته اول کسانی هستند که بصورت آشکار و واضح دیگران را کنترل می کنند و دسته دوم افرادی که به اصطلاح کنترل از زیر داشته ، و بصورت نا محسوس و  غیر مستقیم ، سایرین را در جهت رسیدن به اهدافی که خود صلاح می دانند کنترل می کنند.

به عنوان مثال اگر مادری با انرژی دیمیتر غیر سازنده با فرزندش تعامل داشته باشد ، احتمالاً به محض دیدن جوانه زدن استقلال در فرزندش با محرومیت دادن های محسوس و نا محسوس ، فرزندش را کنترل کرده و اجازه نمیدهد تا وی تمرین کسب استقلال را داشته باشد .

در حالیکه ، حامی متعالی ، همواره در صدد است تا نهایت عشق و حمایت خود را که همانا ، بخشیدن استقلال است را تجربه کند و در هر مرحله از تعامل با توجه به نیاز و همچنین رشدی که صورت گرفته از میزان حمایت خود می کاهد تا استقلال در وی شکل بگیرد .

 


1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading ... Loading ...


۱٫ برای بقیه غذا درست کنید و از هر فرصتی برای دادن غذا و یا هر نوع خوراکی به اطرافیانتان استفاده کنید.


۲٫ تا آنجا که می توانید به دیگران سرویس دهید و کارهای آنها را برایشان انجام دهید.
۳٫ وقت زیادی از خود را به فکر کردن در مورد دیگران بپردازید و دلواپس و نگران آنها و کارهایشان باشید.
۴٫ همیشه همراه خودتان خوراکی داشته باشید تا هر کسی که گرسنه بود، به او بدهید، فرق نمی کند فرد گرسنه آشنا و یا غریبه باشد!
۵٫بچه های دیگران را نگه دارید تا آنها به کارهایشان برسند  و به آنها با صبر و حوصله غذا بدهید.



1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading ... Loading ...


نام دیمیتر به معنای مادر است . “دا” یا “گابه معنی زمین و میتر به معنی مادر است. پس دیمیتر “مادر زمین” است. اما دیمیتر خدابانوی همه زمین نیست بلکه خدابانوی آن بخش از زمین است که حاصلخیز است و غذا تولید میکند و زمینی است که قابل کشاورزی است. به او خدابانوی غلات و ذرت هم میگویند .

داستان دیمیتر را هومر چنین آغاز میکند:

دیمیترخدابانوئی با موهای طلائی گندمگون
او و دختر مچ پا باریک اش
همانطور که او بازی میکرد با دختران اقیانوس
گل می چید در دشت و چمن گل سرخ ، ارکیده ، بنفشه ، سنبل و نرگس“.

بعد ناگهان اتفاقی می افتد!

وقتی پرسفون بسوی گلهای نرگس میرود تا آنها را بچیند ، زمین دهانش را باز میکند و ارابه ای بزرگ با چندین اسب وحشی قوی جثه از دل زمین بیرون می آید و پرسفون را قاپیده ، بسوی خود می کشد و با خود فرو می برد

گل نرگس میتواند به نماد غریزه و یا طبیعت بدون فکر و اندیشه وجود آدمی تعبیر شود. (چیدن گلهای نرگس “نارسیس، که معنای خودشیفتگی را نیز القا میکند در ذهن داشته باشیم). یونگ در این باره میگوید: ” فرآیند روانی ما در بخش عظیمی از اندیشه ، تردید و آزمایشات تجربی ساخته شده که همگی برای ذهن ناآگاه و غریزی انسان بدوی بیگانه است.” یونگ میگوید : ” روی برگرداندن از غرائز به انسان هشیاری میدهد. غریزه ، طبیعت است که در جستجوی تداوم طبیعی خود می باشد“. پرسفون ناهشیار است و به جستجوی گل نرگس دستش را باز میکند و سپس نااگاهی دهان باز کرده و او را به خود میکشد.

هومر ادامه میدهد:

آنگاه دیمیتر شنل سیاهی را بر روی دوش خود افکند
و مانند پرنده ای که در سرزمین های خشک و بر روی دریاها پرواز کنان در جستجوست
برای مدت ۹ روز ، روی زمین به جستجو پرداخت
با دو مشعل به دست ..
تا آنکه در روز دهم که آفتاب دمید
هکاته او را دید
هکاته ، فرزندرائیا ی موطلائی
به دیمیتر چیزی نگفت اما از کنارش با سرعت عبور کرد
و مشعل دست را گرفت و هر دو بسوی هلیوس خدای خورشید روانه شدند

خب طبیعی است که خدابانو دیمیتر از روی آگاهی غریزی به جستجوی فرزندش بر آمد و نیروی خود را برای پیدا کردن او بکار می بندد. هر کجا که میرود هیچکس هیچ خبری از دخترک به او نمیدهد به سراغ خدایان و خدابانو ها می رود تا از آنان بپرسد اما هیچکدام حتی پدر دخترک ، زئوس، هم چیزی نمی گوید. دیمیتر پریشان و دردمند به فغان می آید و به ویرانی خود روی می آورد و از این اندوه ، همه گندم ها و ذرت ها و کشت های کشاورزی ویران میشوند . تصویر دیمیتر در حال ضجه و زاری ، تصویر دردمندانه ترین بخش روان ما در سوگواری و فقدان چیزی مهم است. این بار خدایان نگران شده و به فکر چاره می افتند . این هکاته بود که با مشعل ای که علامت اوست به نزد دیمیتر میرود و میگوید من فکر میکنم صدائی شنیدم اما مطمئن نیستم بهتر است برویم به نزد پسر من هلیوس ” خدای خورشید” و از او بپرسیم. گویا در سخت ترین شرایط و دردمندانه ترین حالات روحی ، هکاته در درون ما با مشعلی از راه میرسد تا چاره ای بسازد. آنان به نزد هلیوس می روند و هلیوس میگوید که بله یک اتفاقی افتاد اما اینها کار زئوس است که با برادرش هادس یک قراردادی داشته و پرسفون را به او پیشنهاد کرده است. دیمیتر خشمکین تر از همیشه ، در مییابد که همگی ازجمله پدر فرزند او خدای خدایان هم به او خیانت کرده اند.

دیمیتر منزوی است و از همه خدایان که خاموش مانده بودند بیزار و بخصوص بیش از همه از پدر فرزندش ،  زئوس که باعث چنین تبانی پلیدی شده بود و در نتیجه تصمیم به ترک کوه المپ گرفت . این نکته بسیار مهم است که وقتی یکی از خدایان کوه المپ را ترک کند ، همه موازنه های خدایان بهم میخورد و اثر بسیار زیادی در آنجا میگذارد.

اما در میان خشم دیمیتر ، هکاته به کمک او می آید و به او پیشنهاد میکند که او بهتر است در این شرایط تمرکز کند و فراتر از آگاهی غریزی خودش عمل کند.

پرسفون بنظر میرسد که هیچ راه حلی را بکار نمی گیرد. او فقط منتظر است. ولی اولین واکنش دیمیتر به حل مسئله در حالت غریزی و رفتار موروثی طبیعی است .


دیمیتر بنا به توصیه “هکاته” ، شخصا در صدد جستجوی پرسه فون بر می آید و از راه سفر طولانی خود به جهان انسانها و میرندگان ، سعی بر بازبینی ، فعالیت و حل مسئله درباره پیدا کردن پرسفون دارد. طبیعی است که از غم هرفاجعه ، فرد می تواند دچار دو پارگی روانی شده و مانند خدابانو دیمیتر، روی به سرزمین میرندگان بیاورد و در میان آنان زندگی کند درحالیکه به آنجا تعلقی ندارد.

دیمیتر پریشان و افسرده ، در قالب پیرزنی فرتوت ، شهر به شهر به جستجوی دخترش می گردد تا آنکه در میان راه به یکی از دختران شاه کلئوس، برخورد میکند و آن دختر از او میخواهد که از نوزادی که مادرش ملکه ماتاریناتازه به دنیا آورده مراقبت کند . دیمیتر خودش را به نام داسا” معرفی میکند و به خانه آنها رفته و بعنوان دایه ، نگهداری نوزاد را در خانه شاه کلئوس می پذیرد . نوزاد که از سینه خدابانو می نوشد و تغذیه میکند ، بطور خارق العاده ای بسرعت رشد میکند. همگی از پرورش و سلامت و زیبائی نوزاد در شگفت اند. نوزاد به دایه جدیدش بسیار دلبسته است و از آغوش او جدا نمیشود. ( آغوش دیمیتر ، آغوش مادر اعظم یا خدابانو ست ) دیمیتر هم رفته رفته به نوزاد چنان دلبسته میشود که تصمیم میگیرد او را از میرندگی برهاند و به مقام خدائی برساند.

مدتی میگذرد و شبی ماتارینا مادر نوزاد ، از رایحه بوی بسیار خوشی از خواب برمیخیزد و در می یابد که بوی خوشی که همه جای خانه را فرا گرفته از اتاق دایه ، (دیمیتر) می آید . از میان در به داخل اتاق می نگرد و می بیند که دیمیتر ( دایه) فرزند او را عریان روی آتش گرفته و در حال اجرای مراسمی است. دیمیتر در این حال ، در قالب خدائی خود با موهای طلائی زیبایش می درخشید. مادر نوزاد با دیدن چنین صحنه ای از شدت ترس فریاد میزند، بسوی نوزاد میرود و او را در آغوش میگیرد. دیمیتر می گوید ای مردمان میرنده ابله! شما حتی نمیدانید که چه موقع بخت به شما روی می آورد و چه هنگام از شما روی بر میگرداند. من داشتم به او بی مرگی ، جوانی و بقا ابدی هدیه میدادم…ولی حالا که او را از آتش بیرون آوردی دیگر نمیتوانم کاری بکنم و او باید مثل بقیه میرندگان ، مرگ و پیری را تجربه کند. اما دست کم او مرگی شرافتمندانه خواهد داشت زیرا که من او را شیر داده و در بازوان خود گرفته ام.

دیمیتر خانه شاه کلئوس را ترک میکند و از سرزمین میرندگان، با دلی شکسته تر به سوی کوه المپ باز میگردد و در معبد خود منزوی میشود. خدایان (خواهران و برادران دیمیتر) به استقبال او می آیند ولی هیچکدام نمی توانند پریشانی او را تخفیف بدهند. او به هیچ وجه نمیتواند آرام بگیرد و با همه سرد و خشک رفتار میکند. او خدابانوئیست که از هر طرف به او خیانت و جفا شده . پدرش کرونوس او را بلعیده و مادر از او محافظت نکرده ، بعد مادربزرگش گایا ، گل نرگس را بر سر راه دخترش پرسفون رویانیده ، پدر فرزندش، زئوس به او خیانت کرده و برادر دیگرش هادس ، فرزند او را ربوده است وخدایان دیگر هم که این ماجرا را میدانستند ، ساکت مانده بودند.به گفته هومر ، دخترک در هنگام ربوده شدن نام پدرش زئوس را فریاد میزند ( و نه نام مادرش را) و این فریاد را هم هکاته و هم زئوس شنیده بود اما زئوس به فریاد فرزندش پاسخی نمیدهد ( چون خودش همه این نقشه ها را کشیده بود.

زمین همچنان خشک و بی حاصل مانده و هیچ گیاه و میوه ای نمی روید. در اینجا میتوان گفت که دیمیتر هم به یک کسی نیاز دارد که این مسئله بغرنج را از بٌعد دیگری حل کند. در اینجاست که آرکی تایپ آنیموس ظاهر میشود.

کوریKore ، به معنای دختر، نام پرسفون قبل از ربوده شدن است . کوری انرژی دو آرکی تایپ زنانه را با خود دارد: یکی دختر جوان نابالغ و یکی ملکه دنیای زیرین- پرسفون.

در حالت کودک نابالغ ، کوری یک خدابانوی آسیب پذیر است ، یک دختر مظلوم و بی خبر که تنها آگاهی و درک از خودش تنها از راه نگاه دیگران به خود است. به عبارت دیگر ، کوری ، آرکی تایپِ یک فرد ناآگاه و غافل از روان خود است. کوری همچنین ، آرکی تایپ کودک ساده لوحی است که هیچ سوء ظن ای به کسی ندارد و گمان میکند که هر چه که بر سر راه اوست برای منعفت و سود رسانی به اوست و همه او را دوست دارند و جهان به حول محور او می چرخد. چنین آرکی تایپ ضعیف و نادانی است که بطرف چیدن گلهای نرگس میرود و باعث میشود تا هادس او را برباید.

کوری در طول مدتی که در جهان زیرین بود ، منفعل ، آسیب دیده و قربانی هادس بود و قادر به فرار هم نبود. در این زمان کوری جنبه زنانه “بودن” را داشت اما در او شدنصورت نگرفته بود. اما در جدائی از مادر و در بحران ناامیدی است که با گرفتن و خوردن دانه انار ، کوری از حالت آسیب پذیری یک کودک ناتوان تبدیل به ملکه جهان زیرین میشود. بدین ترتیب کوری عملا با خوردن دانه انار که هادس به او میدهد ، استحاله می یابد و تبدیل به پرسفون ملکه جهان مردگان میشود و گرچه ناگزیر به ماندن چهار ماه در سال در جهان زیرین است اما بعنوان یک ملکه، دارای عنوان و صاحب اختیار و مقام ویژه خود است.
در این فصه هم سرانجام کوری دیگر به جای دخترکوچک مادر بودن و یا ربوده جهان تاریکی شدن ، خود را همسر صاحب اختیار قلمرو جهان زیرین و کاشف آب حیات در تاریکی های عمیق ناآگاه می بیند.( در قصه سایکی و اروس می بینم که پرسه فون است که دارنده پماد جوانی و آب حیات است و آفرودیت که خواهان آن پماد زیبائی است ، سایکی را به نزد او میفرستد) بنابراین وقتی پرسه فون به نزد مادرش دیمیتر باز میگردد، دیمیتر در می یابد که او دیگر آ ن دختر کوچک ساق نازک پیشین نیست.

اسطوره چنین پایان می یابد که از آ ن پس “هکاته” بعنوان راهنما ، ندیمه و آموزگار پرسفون او را به جهان زیرین و سپس به سوی جهان بالا همراهی میکند . هکاته خدابانوی آستانه و مرحله تغییر است و آن بخش از خرد شهودی زن است که او را راهنمای پرسفون درون خودش میکند.


1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading ... Loading ...

مترجم گوگل

برای ترجمه:

...