اسطوره خلقت ۱

 

 

در رابطه با آفرینش انسان در تمامی فرهنگ ها و ادیان داستانی وجود دارد که اکثر آن ها یکی است و تنها در جزئیات متفاوت می باشد.

آفرینش انسان از گ‍ِل (آب و خاک)می باشد و آفرینش زن از پهلوی انسان بوده است که همزمان به مرد بودن انسان معنا بخشید (MAN به معنای بشر و انسان ، و همین کلمه MAN به معنای مرد نیز می باشد که با آفرینش زن ، مرد بودنِ مرد ، معنا یافته است همانگونه که با وجود شب است که روز معنا می یابد و اگر همواره روز می بود و شبی وجود نمی داشت روز نیز همچو هیچ می نمود).

اسطوره خلقت در کتاب تفسیر ادبی و عرفانی کشف الاسرار ، اثر خواجه عبدالله انصاری، ایات ۳۵ و ۳۶ سوره بقره،  صفحه ۲۰ به صورت زیر آمده است:


 

 

راجع به آفرینش آدم و حوا، نوشته اند : چون خداوند آدم را از خاک آفرید و روح خود را در او دمید و چون در بهشت تنها به سر میبرد، وحشت زده شد و خواب بر او چیره گشت، در آن حال خداوند حوا را از پهلوی چپ او آفرید ، بی انکه برای آدم رنجی باشد . پس چون بیدار شد زنی زیبا را در کنار خود دید پرسید : تو کیستی؟ گفت من جفت تو و همسر توام. و خدا مرا افرید تا مونس تو باشم . و تو به من آرام گیری!

گویند چون آدم جویای حال حوا شد ، از این جهت همیشه، خواستگاری زناشویی از سوی مرد است و نه از سوی زن ! آنگاه حوا هوس گردش در باغ بهشت کرد و آدم را گفت، مرا دعایی کن که خداوند رفیقی و دمسازی به من دهد که در باغ بهشت با او گردش کنم . انگاه خداوند سیمرغ را فرستاد تا با حوا گردش کند .

در آن هنگام بود که فرشتگان دانش آدم را آزمایش کردند و پرسیدند:  با تو کیست ؟ گفت زنی است . پرسیدند نامش چیست؟  گفت :حوا . گفتند : به چه معنی است ؟ گفت : چون از زنده (حی ) آفریده شده!

پرسیدند او را دوست داری؟ گفت : آری

از حوا پرسیدند تو آدم را دوست داری؟ گفت : نه ! در صورتیکه درجه دوستی او از آدم بیشتر بود و از این رو است که می گویند زنان به همسر خود در دوست داشتن راست نمی گویند .


 

 

 

 

راجع به بیرون راندن آدم از بهشت مفسران نوشته اند ، چون ابلیس بواسطه تمرد از سجده آدم از بهشت بیرون شد ، در اندیشه بود تا آن دو نفر را هم به روز خود در آورد ، و چون فرشتگان بهشتی  او را می شناختند ، نتوانست وارد بهشت شود ، تدبیری کرد و در شکم ماری رفت که چهار دست و پا داشت و مانند شتر بختی بزرگ و نیکوترین چهارپا بود ، و چون مار داخل بهشت شد ابلیس ز شکم او بیرون شد و از درخت ممنوع دانه ای چید و به حوا داد و گفت میبینی چه خوش بو است ؟ از آن بخور تا در بهشت جاوید بمانی!

آگاه ابلیس گریستن آغازکرد و گفت میترسم شما بمیرید و از این میوه بهشتی محروم مانید . این سخن در آنها اثر کرد . ابتدا حوا از ان میوه و بعد از او آدم بخورد وهمینکه آدم و حوا میوه را خوردند عورت آنها نمایان شد و از شرم به درختان پناه بردند و خداوند آنها را از بهشت بیرون کرد .


 

 


نظرات کاربران :
  1. مهدیس گفت:

    این داستان هیچ وقت برای من جا نیافتاد.خیلی نمادینیه…
    زن از پهلوی مرد آفریده شد؟ یعنی چی؟ مرد با دست خدا و روح خدا..زن از پهلوی مرد؟ ؟ مرد اگه اعلام نیاز نمی کرد خداوند در پی خلقت زن نبود؟
    زن در ابراز علاقه به مرد صادق نیست؟ پس حوزه ی آنیما چیه؟شاید قبول زودتر گمراه شدن حوا توسط شیطان مقداری آسان تر از بقیه ی مطلب باشه.
    ببخشید اینا همیشه برام سوال بوده.

  2. فرناز گفت:

    چرا همیشه از این داستان می خواد استفاده بشه که حوا(زن) فریب خورده و اون باعث تحریک آدم برای خوردن میوه ممنوعه شده؟

  3. میلاد گفت:

    برای یافتن حقایق نیازی به مراجعه به ادیان یا اسطوره ها نیست گرچه که آنها هم میتوانند کمک کننده باشند اما تکیه صرف بر اسطوره ها ما را از درک آگاهی های نوین بشری و الهامات درونی باز میدارد.یه سئوال: چیزهایی که در این پست گفتی را خودت چقدر میپذیری؟

  4. شرمینه گفت:

    زن از پهلوی مرد آفریده شده است زیرا زن در کنار مرد و مرد در کنار زن معنا می یابد. بهترین حالت و کم اصطکاک ترین تعامل همراه بودن با شرایط است و نمادین پهلو در اینجا به معنای در کنار بودن و کنار آمدن است یعنی مرد و زن در جنگ و جبهه مقابل هم نیستند بلکه در کنار همند و اینگونه باید باشد تا پروسه تکامل صورت گیرد.

  5. شرمینه گفت:

    اعلام نیاز مرد، نمایانگر اعلام نیاز آدمی برای آگاه شدن است. همانطور که آمده زن از پهلوی مرد آفرده شد یعنی پیش از آن زن قسمتی از وجود مرد بوده و بااعلام مرد جهت آگاه شدن، قسمتی از وجود او از پهلویش بیرون کشیده شده تا با مشاهده آن با آن کنار آمده و با آن کامل گردد.
    زن از پهلوی چپ مرد آفریده شد. چپ نمادین به حوزه مادینه نسبت داده می شود.

  6. شرمینه گفت:

    زن (حوزه مادینه)(آنیما) عاملی برای حرکت و آگاه شدن است. فراجنسی درنظر بگیریم این حوزه شامل تاریکی ها و جهل ها و ناآگاهی هایمان است و مرد (حوزه نرینه)(آنیموس) برای مدیریت بر وجودش (خانه و خانواده اش) نیاز دارد تا بر آنها فایق آید و آگاه شود تا بتواند خود را در زندگی بالا بکشد. (با در نظر گرفتن روند جاری زندگی و بررسی نمادها در زندگی و فراجنسی دیدن حوزه مرد و زن می توانیم آن را دریابیم)

  7. شرمینه گفت:

    یک برای به تعادل و کمال رسیدن انتخابگرانه و آگاهانه در مسیر تعالیش به دو تبدیل می گردند ، دویی در حقیقت و در اصل یک می باشد. (مطلب لازمه وجود مادینه و نرینه روان(آنیما و آنیموس) در کنار یکدیگر)

  8. نعیم گفت:

    حوا از آدم می پرسه : منو دوست داری؟ آدم میگه : مگه چاره دیگه ای هم دارم؟
    یاد کلاس نابودگر و عاشق افتادم

  9. نعیم گفت:

    عکس آخری خیلی باحال بود هه هه هه!

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)