کهن الگوی دلقک ۴ (Clown)


داستان آرتورشاه (The Fisher King or The Wounded King) :

آرتور شاه از داستان ها و اسطوره های سلتیکی که به صورت نمادین با داستان هایی که از ایشان به جا مانده است در ذهن مردم تبدیل به یک مرد و انسان ایده آل که برای داشتن یک سرزمین و مملکت بی نظیر و زیبا و عالی ، علی رغم وجود مشکلات روی زمین و با توجه به ضعف انسان ، تلاش کرده است. در این داستان از دلقک بدین صورت یاد کرده که شخصی است که غیر ممکن را ممکن می سازد. در داستان آمده است:

آرتور شاه محافظ و نگاهبان جام مقدس ( جامی که حضرت عیسی در شام آخر از آن نوشید و بعداً یوسف ارمطی خون مسیح را در آن جمع کرد ) ، به سبب زخمی که بر ران خود داشت ، نمی توانست خود به تنهایی حرکت کند و این زخم درمان نمی شد ، همگی از درمان این زخم ناامید شده بوده و قطع امید کرده بودند .


و به علت اینکه پادشاه زخمی و رنجور و ناتوان بود ، مملکت نیز وضعیتی مشابه با حال و روز پادشاه داشت و در کشت و زرع و رویش و پرورش و باروری زمین ها تاثیر گذاشته و آن ها را تبدیل به کشت زارهای بی آب و علف و لم یزرع و خشک و بیابانی کرده بود و دیگر درختان میوه و ثمره ای نداشتند و حتی زنان آن سرزمین دیگر باردار نمی شدند و تولدی صورت نمی گرفت .


و تنها روزیِ آن ها ماهی رودخانه ای نزدیک قصر بود (ماهی نماد فردیت در عین توحید است و از آنجا که دیگر توان رشد و نموی نبوده و تولدی صورت نمی گرفته ، انگار که روزی شان را خدا می فرستاده برای آنکه آرتور شاه باید زنده می مانده) (فردیت خود را زندگی کنید ، رسالت شخصی تان را پیدا کنید که در کل شکل می گیرد و ما را به توحید و یکپارچگی که همان وحدت در کثرت است می رساند ، و بدون اصطکاک و با مصالحه بر اساس قاعده لاضرر به آن برسید زیرا هر چه بیشتر خود را جزئی از کل بدانید کمتر خود را جداشده و تنها و منفرد می بینید. شما تنها دندانه ای از چرخ هستید و قسمت و جلوه ای منحصر به فرد از کل ، یکی از همین مردم عادی و عامه ، نه فردی قرار گرفته در حصار زیبایی ها و حقوق شخصی و فردی خودمان ).


ملازمان از سرزمین های مختلف برای درمان شاه می آمدند ولیکن فایده و حاصلی نداشت. راهنمایان و پیشگویان دربار به او توصیه نمودند که مأموریت یافتن داروی علاج زخمش را می بایستی به احمق ساده لوح لوده ای بسپارد که با توجه به اینکه اهمیت مأموریت را جدی نمی گیرد و با سادگی و آرامش و لودگی به دنبال یافتن داروی مناسب حال پادشاه حرکت می کند ، توانایی این را دارد که به هدف رسیده و آزادانه و با قدرت از عهده انجام مأموریتش برآمده و باعث شفای پادشاه و آبادی مملکت گردد . این شخص روح و جانش پاک و معصوم است و بعداً نشان می دهد که محبت و همدلی او است که شاه را از آن رنج و اندوه شدید و مرگبار ، آزاد و رها می سازد .

در داستان آمده است که در حالیکه آرتور شاه تنها و غمگین بر روی تخت نشسته است ، فرد احمق و ساده لوحی از راه می رسد و از پادشاه می پرسد که آیا چیزی نیاز دارد یا خیر و پادشاه عنوان می کند که بسیار تشنه است و گلویش خشک شده است ، فرد از راه رسیده نگاهی به اطراف می کند و جامی را در کنار تخت پادشاه پیدا می کند که بلا استفاده مانده است ، در آن جرعه ای شراب که اشاره به خون مسیح دارد و نماد آگاهی می باشد ریخته و برای رفع عطش پادشاه به وی می دهد . (این سادگی نیز در کتابی به نام “Where is the rest of me” به اینصورت آمده که رونالد ریگان رئیس جمهور اسبق امریکا در سال ۱۹۴۲ در فیلم King’s Row  نقشی را ایفا می کند که پس از سانحه ای دو پای خود را از دست می دهد و در بیمارستان با جمله “پس بقیه من کجاست؟” به هوش می آید که نشاندهنده آن است که پس از یک روال عادی و زندگی یکنواخت ، با چنین سانحه ای به یکباره از خواب بیدار می شویم و خود را می بینیم که قسمت هایی از خویشتن خود را زندگی نکرده ایم و برای رسیدن به آن ها بیدار شده و قدم برمی داریم. )


آرتور شاه در حین نوشیدن متوجه می شود که تشنگی اش که بر طرف میگردد همزمان دردش نیز تسکین می یابد و به جام که می نگرد متوجه می شود این همان جام مقدس است و وقتی از فرد احمق می پرسد که چگونه جام را برداشته و به واسطه آن دردش را علاج کرده است ، در پاسخ فرد ساده لوح با بی توجهی می گوید شما تشنه بودید پس برایتان در این اطراف به دنبالِ جام گشتم!(کسی نمی توانسته به جام دست بزند و از آنجا که همه اطرافیان شاه جام را می شناختند و به اهمیت آن واقف بودند و یا اینکه آن را خیلی بزرگتر از آنچه هست می پنداشتند در صورت تماس دستان با جام ، دستشان می سوخته و آسیب می دیده ولی این شخص ساده لوح آن را به نوعی ساده پنداشته و در حقیقت آن را به اندازه می دیده است که در مسیر خدا شدن آن نیز ابزاری است برای شفا و تعالی ، پس آن را برداشته و موجب شفای آرتور شاه می شود.) و بدین صورت پادشاه مملکت به صورت بیرونی و درونی نجات یافته و شفا می یابد و سلطنت و تاج و تخت پادشاهی آرتور شاه را به وی برمی گرداند و حکومت وی جانی دوباره می گیرد .


نشانه های مذکور در مورد مأموری که توانایی انجام این مأموریت را دارد همانا نشانه های دلقک و ملیجک دربار است که در عین آگاهی و فراست می تواند به مسایل گیر نکرده و با در نظر گرفتن هر یک از این مسایل به اندازه خودشان و جداسازی مسایل و مراتب از یکدیگر و رسیدگی یک یک به هر یک از آنها ، به همه آن امور رسیدگی نموده و آنها را به انجام رساند.


نظرات کاربران :
  1. mahan گفت:

    ممنون مثل همیشه خوب مطالب جدید می چسبد

  2. خاطره گفت:

    ممنمون ،به امید رهایی همراه با فراست وآگاهی

  3. سلام گفت:

    ممنون شب امتحانی چیزی برای خوندن پیداکردم خدا خیرتان دهد اجرکم عندالله کلی برای جزوه التماس کردم اخرشم بدون جزوه……

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)