عاشقانه ها و عارفانه ها (۲)

اعتیاد ، حوضچه های متحد المرکز

عاشقانه ها و عارفانه ها  (۲)

“اعتیاد”

 

اعتیاد هر آنچیزیست که مانع رشد می شود و انسان را در تکرار یک تجربه متوقف می کند…و فرصت انجام تجربه جدید را از انسان می گیرد…
وقتی کاری را عادت گونه بدون انتخاب و بررسی درهر لحظه انجام می دهیم از رشد آن تجربه بی نصیب می مانیم…
بسیاری از کارهای روزمره مان که بدون انتخابگری و بررسی درهرلحظه جهت انجام دادن یا ندادنش انجام می شود ، شامل رفتارهای اعتیاد گونه می شود… مثل اعتیاد به کار … تماشای تلویزیون … اعتیاد به مطالعه…. و یا خیلی چیزای دیگر
هر عملی حتی اگر به ظاهر مثبت باشد، وقتی عنصر انتخاب در لحظه را شامل نشود و با روزمرگی بر اساس عادت انجام شود شامل اعتیاد می شود و اعتیاد یعنی بقا و عدم رشد …

 

51c5d4a1fb3e5a3636e9dcb4c03607c51f1fd1e946007793fa675451c35e4cec

 

“حوضچه های متحد المرکز”

 

اگر به نحوه عملکرد حوضچه های متحدالمرکز توجه کرده باشید، می بینید که در حوضچه های متحدالمرکز آب ابتدا در حوضچه کوچک بالایی پر شده و بعد به حوضچه بعدی میریزد و همینطور بعد از پر شدن حوضچه دومی به حوضچه های بعدی سرریز می شود، اما آنچه که مبنای عمل در آن می باشد اینست که حوضچه ها بنا بر اولویت مرحله به مرحله پر شده و سرریز پر شدن آب در هر حوضچه به بعدی می ریزد..
در دهندگی هایمان نیز،باید ابتدا ظرف وجودی حوزه خودم پر شده باشد و بعد این دهندگی را به حوزه های اطرافم بنا بر اولیت ، مرحله به مرحله گسترش بدم…

من ابتدا باید عاشق خودم باشم…. بعد حوزه خانواده …. بعد مرحله به مرحله عشقم را گسترش بدهم، تا عشق جهان شمول به کل جهان هستی….
در واقع ” من ” انسانی است که مرحله به مرحله از عشق پر میشود و از توهم ” من” رها می شود، تا جایی که به کل بپیوندد….
وقتی میتوانم بگویم عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست …. که اول خودم … پدرم … مادرم…همسرم… فرزندم…. و حوزه های اطرافم را عاشق باشم….

وبعد از طی این مرحله ها ، به مرحله ای می رسم که شایستگی تجربه عشقی جهانشمول و فراشخصی را خواهم داشت…

 

05ca0144f1515ef319f9d81267397f7096f12d6b00573e11a47bfdaeaa317a5f

 

اما وقتی ظرف وجودی خودم خالی باشد، نمی توانم از آن، عشق حقیقی به دیگری تقدیم کنم ….مثلا افرادی هستند که سراسر نیازمند محبت و سرویس گرفتن هستند ،اما صرفا آنرا به بیرون میدهند در حالیکه خودشان سراسر تشنه محبتند و آبی درونشان نمی جوشد….ابتدا باید جهت این دهندگی را به سمت خودشان متمایل کنند ، بعد سرریز آن را به حوزه های بعدی بدهند….
یا به عنوان مثالی دیگر… مثلا من ساعات فراغتم را به خانه سالمندان بروم و به افراد اونجا رسیدگی کنم ، درحالیکه که اصلا فرصتی برای رسیدگی به فرزندم که سراسر تشنه محبت من هست ندارم …. (رفتن به خانه سالمندان و یاری و رسیدگی به سالمندان بسیار عالیست ، به شرطی که فرزندم و همسرم را تشنه نگذارم برای سیراب کردن حوزه دیگر…)

نظرات کاربران :

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)