بازی هــای خــودآگاه و نــاخودآگــاه

به اشتباه عادت کرده ایم با روش های گوناگون به طور مستقیم و غیر مستقیم همیشه و همیشه از سایرین انرژی بگیریم.

به خاطر دارید که در کتابهای دوره دبیرستانمان در تعریف انرژی، آن را توان انجام کار می نامیدیم.

ما انسانها برای انجام هر کاری نیازمند انرژی هستیم. برای اندیشیدن و فکر کردن، برای حرکت، برای عبادت و برای غذا خوردن و حتی خندیدن و گریه کردن و خلاصه برای انجام هر کاری و رسیدن به هر هدفی، از کوچک و روزمره و عادی گرفته تا مهم و بزرگ و سرنوشت ساز نیازمند کسب انرژی هستیم.

 

 Untitled

اشاره شده بود که با دیدن مغایرت مابین آنچه می خواهیم و آنچه هست جایی که باید باشیم و جایی که اکنون هستیم، می توانیم انرژی گرفته و حرکت کنیم.

اما بعضی از ما هم بنا به دلایلی، به جای اینکه خودمان انرژی لازم برای حرکت در مسیر زندگی را تعیین کنیم، به اشتباه عادت کرده ایم با روش های گوناگون بطور مستقیم و غیر مستقیم همیشه و همیشه از سایرین انرژی بگیریم و به جای تلاش برای زندگی خودمان از سایرین گدائی کنیم. به این منظور شروع به طراحی بازی های مختلف می کنیم.

به عنوان مثال، یکی از بازی های رایج این است که برخی از ما با احساس گناه دادن های شدید بصورت مستقیم و غیر مستقیم با گریه و اشک ریختن، اظهار ناتوانی کردنهای بی مورد، تظاهر به بیماری و …  سایرین را مجبور می کنیم مستقیم و غیر مستقیم، خواسته و ناخواسته، با کلام و رفتار و حتی افکارشان به ما انرژی بدهند.

یا گاهی اوقات به روش های مختلف دیگران را در معذوریت قرار می دهیم و با کلاممان غل و زنجیرشان می کنیم تا مطابق خواسته ما عمل کنند و برده مطیع و فرمانبردار ما باشند.

 tumblr_kzk1w3BSDS1qzu7xbo1_500_thumb

برخی نیز بازی های کلامی غیر سازنده راه می اندازیم، با این مجادلات و بگومگوها کوران راه می اندازیم و  با انرژی ای که از این راه کسب می کنیم تا مدتی شارژ می شویم و یا …. بسیاری دیگر از این دست بازی های روانی که ما بصورت خودآگاه و یا حتی ناخوداگاه و عادت گونه انجام می دهیم!

بازی های روانی ما دسته بندی های متعددی دارند، بازی های معصومانه، یتیمانه و … . که همگی آنها مانند یک مارپیچ عظیم و پیچیده است و حتی گاهی خودمان نیز از پیدا کردن الگوریتم آن عاجز هستیم .

مثلاً بازی بعضی از ما، گفتن “نه! مال من فرق داره ” است، این بازی با رویکرد درونی و بیرونی زمانی است که بدبین شده ایم و نمی خواهیم کمک کسی را قبول کنیم و زمانیکه کسی به ما راهنمایی می کند بدون توجه به اینکه چه کسی است و یا چه حرفی میزند به او و یا به خومان میگوییم « نه، او نمیفهمد! مورد من فرق دارد»

بازی رایج دیگری که داریم بازی ” آره … اما … ” است.

1

در اینگونه مواقع در گفتگو ها وقتی کسی ما راهنمایی می کند و یا حرفی می زند، دروناً حاضر نیستیم بپذیریم ولی سریعاً هم مخالفت نمی کنیم و با گفتن “آره راست میگی … اما ” از شنیدن و گوش سپردن طفره می رویم.

و بسیاری بازی های دیگر از این دست که باعث اصطکاک در تعامل های زندگی ما می شوند و اینگونه کسب انرژی قطعاً آسیب زننده و مخرب خواهد بود.

یادمان باشد انرژی ارزشمند برای حرکت خودمان را از راه های سالم و مناسب انتخاب کنیم.

اما سوالی که مطرح می شود این است که با بازی های روانی سایرین چه کنیم؟

چه عملی را می توانیم در پاسخ به این بازی ها انجام دهیم؟

چگونه وارد بازی آنها شویم که آسیب نبینیم؟

به خاطر داشته باشیم طراح هر بازی، برنده آن است، پس هیچوقت و هیچ جا و در هیچ موقعیتی وارد بازی های سایرین نشویم.

به نظر شما چگونه می توانیم از بازی هایی که سایرین خواسته و نا خواسته با ما می کنند خارج شویم؟

پاسخ در انتخابگر بودن ما است. اگر به جای عکس العمل گرا بودن و رفتار بر اساس عادت های قبلی، هر لحظه مشاهده گر وضعیت خود و دیگران و محیط پیرامونمان باشیم و با آگاهی همان لحظه خودمان انتخابگر باشیم مسلماً کسی توان کنترل کردن ما و یا بازی کردن با ما را نخواهد داشت.

با مشاهده گر هوشیار به تعامل بپردازیم و انرژی لازم برای حرکتمان را از راه های سالم کسب کنیم و همچنین انتخابگر دادن یا ندادن این انرژی ارزشمند به سایرین باشیم.

 1471153_10152027166394393_1395528382_n

 

 

نظرات کاربران :

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)