آگاهی چیست ؟ ( ۲ )

در خصوص اینکه آگاهی چیست و چه اتفاقی با کسب آن در درون ما می افتد مطالبی در  آگاهی چیست(۱)  عنوان شد. حال می خواهیم ببینیم لفظ ” آگاهانه انجام دادن “ چه انواعی دارد ؟

1

مراقب باشیم و دقت نماییم تا از این واژه ها در جایگاه صحیح استفاده کنیم و بارمعنایی واژه ها رابی رحمانه مخدوش ننماییم.

شاید دیده باشید، برخی با جملاتی مانند این که “من آگاهانه انتخاب کرده ام که سیگار بکشم و یا معتاد به سیگار باشم و انتخاب من اعتیاد به سیگار است و غیره و از این قبیل …” از کلمه پرمسئولیت آگاهی، نابجا استفاده می کنند.

با شنیدن چنین جملاتی این پاسخ به ذهنمان خطور می کند که استعمال دخانیات در کجای هویت و فردیت و رسالت شخـصی توحیـدی فرد قرار دارد که واژه “آگاهی” در مورد مصرف انتخابگرانه آن لحاظ گردد!

2

آگاهی در راستای مسیر رسالت شخصی و با توجه به منحصر بفرد بودن مسیر هر یک از ما و در هر لحظه و در تعادل در تعامل با جهان هستی و کائنات تعریف می گردد و نه چیزی به غیر از آن .

آگاهی مان و آنچه که در زمان حال بر اساس آن آگاهی، مسئولانه انتخاب می کنیم حقیقتاً تنها چیزی است که مالک حقیقی آن هستیم.

لحظه ای بیاندیشیم و ببینیم در مکالمات روزمره در چه مواردی از جملاتی مانند “دست خودم نبود”، “مجبور شدم” ، “چاره ای وجود نداشت” و یا سایر جملات با این معنا و مفهوم استفاده میکنیم ؟

چقدر از زندگی ما در دست خود ما است ؟

مالک چه بخش هایی از زندگی خود هستیم ؟

چه قسمتهایی از انتخاب ها و تصمیم های ما را سایرین کنترل می کنند و از دست ما خارج است ؟

مسئولیت چه قسمتهایی را خود بر عهده گرفته ایم و حقیقتاً انتخابگر آن هستیم ؟

3

شاید به دلیل شرایط بیرونی، محدودیت های موجود در محیط پیرامون و پذیرش شرایط ساختاری که در آن زندگی می کنیم، موجب شود تا بخش هایی از زندگی ما ظاهراً و به طور کامل و خودآگاه در دست خودمان نباشد. (که البته این مورد را در ادامه مباحث مسئولیت پذیری به تفصیل بررسی خواهیم تا مسئولانه انتخاب کنیم و بهای آن را پرداخت کرده و از خود سلب مسئولیت نکنیم). اما مسلماً بخش اصلی و تعیین کننده وجود ما هرگز مالک و صاحبی به غیر از خودمان ندارد.

آگاهی مان، افکار و اندیشه ما، تنها چیزی است که حقیقتاً خودمان و فقط خودِ خودمان، مالک آن هستیم و برای داشتن آن، وامدار و مستأجر کسی نیستیم.

هیچکس به غیر از خودمان نمی تواند آن را کنترل کند و یا از آنِ خود نماید و هیچ بهانه ای در این خصوص نمی توانیم برای خود قائل باشیم.

با کمی دقت می بینیم که تنها چیزی که در هر شرایطی حقیقتاً داریم ، همانا عقاید و اندیشه و افکارمان است، که حتی به روایاتی بعد از مرگ مان تنها همراه ما و تنها محصولی است که از این دنیا درو کرده و با خود به آن دنیا می بریم.

با توجه به این موضوع در می یابیم که می بایست دانش و اطلاعات خود را تبدیل به آگاهی عمیق حقیقی و درونی کنیم.

 چرا که این تنها چیزی است که برای ما همواره تا ابد باقی خواهد ماند و برایمان تأثیر گذار خواهد بود. سعی نکنیم با حمل و عاریت دانش و اطلاعاتی که مال ما نیست و به درد ما نمی خورد، (چون حقیـقتاً باعث شعـف و حـال خـوب حقـیقی نمی شـود)، بار زندگی خود را سنگین کنیـم.

این دانـش و اطلـاعات اضـافه در حقیـقت بارهایی است که بیهوده با خود حمل می کنیم، ما را از رسـالت شخصی مان دور می سـازد.

5

پس بکوشیم این تنها داشته، یعنی آگاهی مان را پربارتر کرده و به حقیقتِ حقیقی وجودمان نزدیک کنیم و به جای اتلاف انرژی و سرگرم بودن با مغایرتهای افکارمان با محیط پیرامونمان که تنها باعث اتلاف انرژی است، با کمترین اصطکاک به سمت هدف اصلی خود و وضعیت پایای تعادل در لحظه خود با جهان هستی و کائنات در هر لحظه حرکت نموده و طی طریق نماییم.

 

نظرات کاربران :

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)