سیستم انتقادی در سازمان ، و نظام فکری و ساختار پیشنهادی (قسمت اول )

سیستم انتقادی در سازمانها و موسسات و مجموعه های کاری و حتی در زندگیهای روزمره و شخصی هر یک از ما تبعات و عواقب و پیامدهای جبران ناپذیر و نا مطلوبی بر جای میگذارند که ما خود بعضاً از بسیاری از آنها بی اطلاع و یا کم اطلاع بوده و از این بابت مضرات و زیانهای بسیار زیادی را متوجه خود می نماییم .

نظام پیشنهادات و تفکر پیشنهادی خلاق و پویا با ارائه رویکردها و راه حل ها و راهگشایی می تواند به نحو چشمگیری در زندگی های روزمره و شخصی مان و سازمانهای متبوعه و مجموعه های کاری ایجاد تحول و نو آوری نموده و در هر جایگاهی و بهر اندازه و ابعادی ایجاد باز آفرینی و تولد دوباره حوزه پیرامون خود را به همراه داشته و در مواردی حتی می توان گفت به نوعی معجزه نماید .

ما عموماً ، مسلماً زمانی میتوانیم درمورد و زمینه ای نظر بدهیم،که در آنمورد آگاهی کافی داشته باشیم و تا وقتی اطلاعات و اشراف و آگاهی به موضوعی نداریم ، مسلماً قادر نخواهیم بود در آن خصوص اظهار نظر کنیم .( هر چند که بسیاری اوقات به اشتباه ، در خصوص مطلبی که هیچ نظر و اطلاع و آگاهی نداریم ، شروع به صحبت کردن و تصمیم گیری و حتی اعلام نظر و انتقاد میکنیم . البته در مواردی که مربوط به حوزه عواطف است شاید بتوان با ابزار عواطف و احساسات و کاملاً غیر منطقی صحبت نمود ، ولی موضوع صحبت در سازمان ها و محیط های کاری می بایستی لزوماً بر اساس حوزه سر و منطق و خرد بودهو صحبت در این موارد نیاز به آگاهی زیادی در این مورد دارد )

images (5)

هر یک از ما عموماً ، به اشتباه هر گونه اعلام  نظر را ، به معنای غلط کردن سیستمموجود و زیر سوال بردن وضعیت موجود میدانیم . در صورتیکه بهتر است بدانیم ،برای ارائه پیشنهادلازم نیست وضعیت موجودرا بد بدانیم ، بلکه میتواند شرایط فعلی خوب و یا عالی باشد و ما در صدد بهتر و عالی تر کردن آن باشیم، و اگر حقیقتاً فقط در مواردی که آگاهی مبسوط و کامل داریم ، اعلام نظر کنیم ، کسی انرزی ساختار شکنی از اعلام ما نگرفته ، و لازم به ذکر است که البته در بسیاری از مواقع قصد پنهان افراد ، از انتقاد ، غلط کردن مخاطبشان می باشد و نه صرفاً اعلام نظر و بهینه نمودن وضعیت موجود .

به عنوان مثال : حتماً داستان آموزش وضو توسط  امام حسن و امام حسین را در ارتباط با مرد مسنی که وضو گرفتن صحیح را بلد نبود شنیده اید ، که ایشان با درخواست قضاوت وضو ساختنشان از طرف پیرمرد و انجام صحیح این عمل در مقابل قضاوت و چشمان وی ، چگونه ضمن محترم شمردن این پیر مرددر عین حال از طرف خودشان در جایگاه دو کودک خردسال طرز صحیح وضو ساختن را به ایشان آموختند ، که این روشگویاترین مصداق همین روش یعنی نظام پیشنهادات است . ایشان در عین آموزش صحیح وضو ، او را غلط نکردند ،و به پیرمرد توهین نشدو فرصت این را داشت که در صورت لزوم در خفا تمرین کند و بدون آشکار شدن این نقیصه ، اصلاح صورت پذیرد .

وقتی هدف ما رشد فرد و سازمان باشد ، و حقیقتاً قصد پنهان غیر سازند ه ای با خود به همراه نداشته باشیم ، لزومی ندارد برای این تاثیر گذاری ، نمایش و ابراز و اعلام نظر بیرونیو در جمع و حضور سایرین داشته باشیم ،میتوان توحیدی به موضوع نگاه کرد و بر اساس قاعده لاضرر و اصل برد-برد با کمترین اصطکاکبه بهینه ترین شکل  به این روش تعامل نماییم .

images (3)

نظام صحیح در سازمان و ساختار اداری به این صورت است که ، در هرمجموعه ، ساختار پیشنهادی ایجاد شود ، که میتواند بصورت شفاهی ، کتبی ، حضوری و یا غیر حضوری، مستقیم و یا از طریق نماینده باشد ،به این روش که فرد برای بیان نقصان و نقطه ضعفی که در سازمان دیده و یا بهتر شدن یک روش انجام کار ، راهکار مناسب ونظرهای اصلاحی و راه چاره های سودمند وپیشنهادهای خود را ارائه دهد و نه اینکه صرفاً از دیدگاه خودش کاستی های احتمالی را درشتنمایی نماید .!

به عنوان مثال ، اگر نقصانی در سیستم استخدام و کارگزینی افراد مشاهده کرده و شخص مسئول را مناسب تشخیص نمیدهیم، به جای اینکه صرفا به بیان ایراد و اشکال بپردازند ویا حتیبا غرض ورزی شخصی در صدد تغییر ان فرد برآییم ،در نظر میگیریم که شاید آن فرد قابلیت های لازم را دارد ولی ما فرصت و موقعیت صحیح را ندیده ایم ،و راهکار و پیشنهاد خود را ( بدون اشاره مستقیم به ناتوانی هایاحتمالی و یا اشکار و پنهان آن فرد ) در خصوص شرایط لازم برای فردی که میبایستی در این پست خدمت کند رابیان کنیم !

اشاره به پیشنهاد :

فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا أَتَیَا أَهْلَ قَرْیَهٍ اسْتَطْعَمَا أَهْلَهَا فَأَبَوْا أَن یُضَیِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِیهَا جِدَارًا یُرِیدُ أَنْ یَنقَضَّ فَأَقَامَهُ قَالَ لَوْ شِئْتَ لَاتَّخَذْتَ عَلَیْهِ أَجْرًا(کهف ۷۷ )

پس هر دو به راه افتادند تا چون به اهل قریه‏اى رسیدند از مردم آنجا طعام طلبیدند، آنها از اینکه از آن دو پذیرایى کنند امتناع کردند، پس در آنجا دیوارى یافتند که مى‏خواست فرو ریزد (خضر به تجدید بنا یا تعمیر یا پایه زدن) آن را برپا داشت. موسى گفت: اگر مى‏خواستى البتّه (مى‏توانستى) بر این عمل مزدى بگیرى !!!!

همواره پیشنهاد کننده و خلاق و آفرینشگر راههای نو باشیم

01

این مطلب ادامه دارد

نظرات کاربران :

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)