هفایستوس خدای کار ، صنعتگر ، سازنده ، مبتکر ، تنها ، هویت گمشده بدون کار

بررسی دقیق نوع فعالیت این کهن الگو ها ، نیازمند تحلیل و واکاوی دقیق با در نظر گرفتن شرایط پیرامون و درون فرد است.لیکن ما در این مجموعه مطالب به اختصار به نکات کلیدی و بارز ، که از اهمیت بیشتری برخوردارند خواهیم پرداخت !

ویژگی های اخلاقی

درون گرا و شدیداً عاطفی ، برای آنها سخت است که احساساتشان را مستقیماً بیان کنند .
خیلی از چیزهایی را که دیگران نمی فهمند را به خوبی و به راحتی می فهمد و دیگران فکر می کنند که او همیشه سرش به کار خودش جمع است و همه چیز را نمی بیند و متوجه نمی شود ولی او همه اتفاقات و آنچه که در پیرامونش می گذرد را با جزئیات فهمیده و در جریان همه آنها است.

این افراد احساس می کنند فرزند ناخواسته خانواده هستند و حتی در هر جمع دیگری در کنار هر کس دیگری نیز این احساس نا خواستنی بودن را با خود دارند و هنگامی که هر جا دعوا شود و یا اتفاقی بیافتد تصورشان این است که آنها مقصر هستند.

همواره با خودشان احساس بی ارزشی قوی دارند ، و همواره خودشان را بسیار غیر قابل قبول و دوست نداشتنی و طرد شده و معیوب می پندارند.

این افراد بسیار یکدنده و لجباز هستند و هیچگاه تسلیم هیچ کس و هیچ چیز نشده و در این زمینه حقیقتا بی رقیب هستند.

معمولا در درونشان احساس رنجش و درد درونی دارند و از صحبت کردن در مورد آنها عاجزند و غالبا این احساسات را با خود حمل می کنند و از حرف زدن در مورد ناراحتی هایشان خودداری می کنند. حتی در هنگام خشم به جای داد و بیداد کردن،‌ در خود فرو می روند و به فردی عبوس تبدیل می شوند.

در کودکی

در بچگی موقع بازی کردن با اسباب بازی دل و روده آنها را بیرون می ریزند ، برای اینکه می خواهند ببینند از چه چیزی تشکیل شده و مکانیزم آن به چه صورتی است.

البته اگر دلشان بخواهد می توانند دوباره آن را مثل روز اولش درست کنند.
کمتر اهل بازی های پر تحرک هستند،
حواسشان  به خودشان است و جذب چیزی میشوند که برای خودشان جالب باشد . بیشتر بازی هایی که با آنها بتوانند چیزی را بسازند و یا درست کنند را ترجیح می دهند، مثلا می توانند ساعتها بنشینند و یک پازل بزرگ را کامل کنند.

اگر به خاطر آنچه که هستند پذیرفته نشوند ، به کودکی کناره گیر و در خود فرو رفته تبدیل میشوند ، باید با آنها از طریق چیزهایی که میسازند ارتباط برقرار کنند .
نسبت به بچه های دیگر محبوبیت کمتری دارند . زیرا زیاده از حد جدی ، زیاده از حد حساس ، زیاده از حد کناره گیر یا زیاده از حد غیر اجتماعی هستند.

 

دوران تحصیلی

اگر خوش اقبال باشند وسیله ای برای بیان خلاقیت خود پیدا میکنند و مهارت هایشان را رشد میدهند . اگر آزار دیده و طرد شده باشند به نوجوانی غرق در فکر ، عصبانی و افسردگی تبدیل میشوند که همواره در فکر انتقام است .
او با مشت هایش پاسخ نمیدهد بلکه استادانه نقشه میریزد تا آزاردهندگانش را تحقیر کند
. آنچه او را از خطر یک افسردگی جدی نجات میدهد کار سخت جسمانی است . یعنی انرژی خشم را درون یک کار خلاقانه بریزد .

 رابطه مردان هفائستوس تایپ با مردان و زنان

زنان برای او بسیار اهمیت دارند و میتوانند به او نیرو بدهند یا او را در هم بشکنند .
زیبایی ها و ظرافت ها و هماهنگی هایی در بدن و وجود جنس مخالف او وجود دارد که برایش بسیار با اهمیت و دلپذیر و دوست داشتنی و ارزشمند است و می تواند ساعتهای متمادی با تصویر و ذهنیت آنها با خودش لذت ببرد.

سایر همجنسانش در دنیا و فضایی زندگی می کنند که برای او غریب و ناشناخته است ، در این جلسات احساس بیگانگی میکند ، در کنار آنها غالبا احساس کمبود و ضعف می کند ولی دور از چشم آنها و زیر زیرکی همه کارهایش را مشابه آنها انجام می دهد.
با مردان صاحب قدرت ( زئوس ) مشکل دارد ، اگر بخواهند او را تغییر دهند خشمگین میشود ولی خشم خود  را مهار میکند ،در برابر زور مقاومت میکند.
در دوستی مکمل ایشان دیونیسوس تایپ ها است
.

ازدواج در مردان هفائستوس تایپ

همسرشان همه چیز زندگیش می باشد و او را می پرستد و اوتنها موجود در جهان هستی است که برای او وجود دارد و می تواند ساعتها و روزها و مدتهای مدیدی را با او بگذراند و حتی فقط به تماشای او بپردازد و یا در فکر او به سر ببرد.
تک همسر هستند و غیرممکن است پس از فوت و یا جدایی از همسرشان وارد رابطه با کس دیگری شوند، در واقع دوست دارند با این غم از دست دادن بمانند و زجر بکشند.

رابطه با فرزند

عمیقاً و تقریباً با تمام وجود به بچه تعلق خاطر دارد.
خشم درونی دارد می خواهد همه چیز در کنترلش باشد . بچه ها به اقتدار او تن نمیدهند .
از تغییر خوشش نمی آید . ممکن است دخترانش را به مستخدمه های طلایی تبدیل کند . این دختران بعد ها قربانی مردهای کنترلر دیگری می شوند
. منزوی تر از آنست که بتواند راهنمای خوبی برای بچه ها در دنیای بیرون باشد .

در کار

معمولا کارهای دستی و صنایع دستی انجام می دهد، کارهایی مثل طلاسازی ، نجاری ، کفاشی ، مجسمه سازی ، هر چیزی تراشی و . . .

صنعتگرها و مکانیک های توانمندی هستند، به سرعت و با دیدن یک قطعه فلزی می توانند آن را تولید کنند و یا با دیدن یک ماشین می توانند عیب آن را به سرعت تشخیص دهند و برطرف کنند.

به خاطر پول کار نمی کنند،هنگامی که دارند یک اثر هنری خلق می کنند برایشان مهم این است که آن چیزی شود که دلشان می خواهد و قیمتش خیلی مهم نیست، حتی ممکن است بتوانید بسیار پائین تر از اون چیزی که ابتدا با او توافق کرده بودید ، آن را بخرید.
البته یک مسئله ای را هم در نظر داشته باشید ، اینکه ممکن است لج کند و اصلا کار را به شما نفروشد و یا حتی به هیچ کس دیگری هم نفروشد!!!

از هر کاری یکی درست می کنند و نمی توانند روی تیراژ، تعداد و یا به صورت سری کاری، کاری را انجام دهد، چون هر کاری که درست می کند بر اساس برون ریزی یک احساس درونی اش است و اگر بخواهد یکی عین همان را درست کنند چون با برون ریزی احساس دیگری هست با کار اولش فرق می کند، بخاطر همین هم هر کارش منحصر بفرد است و معمولا کارهای هنریش هم به اسم عناوین تجربیات زندگی اش است.

اغلب برای کار کردن ترجیح می دهد در کارگاه خود و یا تنها باشد و از کار کردن در محیط های شلوغ اجتناب می کند.

تعمیرکارهای قابلی هستند و به راحتی هر چیزی را که خراب می شود، درست می کنند. هر وسیله برقی و یا هر قسمتی از تاسیسات خانه که خراب می شود، آنها به خوبی از پس تعمیر کردنشان بر می آیند و می توانند آنها را حتی از اولش هم بهتر و سالم تر درست کنند.

هنگامی که در جایگاه کارمند قرار می گیرد، روسا را آدمهای نفهم و از نظر شخصیتی کوتوله می داند و همیشه تعجب می کند که چطوری اینها را به عنوان رئیس انتخاب کردند، و گاهی مواقع نقشه هایی در ذهنش طراحی می کند که دودمان رئیسش را بر باد دهد و البته که توانایی عملی کردن آنها را هم  دارد ولی بعضا صرفنظر می کند و رهایش می کند.

ویژگی های کلی

همیشه از نحوه ارتباط پدرشان با مادرشان ناراضی است و از این بابت درد و رنج زیادی را تحمل می کند و همیشه آرزوی این را دارد که بتوانند تنش ها و تقابلات موجود بین پدر و مادرش را به حداقل رسانده و یا حتی الامکان شدت آن را کاهش دهد ولی این عدم توانایی در انجام این امر منشاء و سرچشمه بسیاری از دردسرها برایش می گردد.

هنرمندانی هستند که اثر هنری خلق می کنند، مجسمه سازی، ‌نقاشی، نجاری از کارهایی است که بهش علاقه دارند و تمام احساسشان را در خلق اثر هنریشان دخیل می کنند، این افراد هنرمندانی هستند که کارهایشان پیام دارد و هر کاری که خلق می کنند ، خودشان را در آن کار می بینند و به واسطه این مصنوعاتشان خود را از نظر روانی و احساسی تخلیه می کنند.

وقتی مجسمه ها و نقاشی هایشان را می فروشند ، انگار دارند جانشان را و یا قسمتی از وجودشان را می فروشند و از دست می دهند و مصنوعاتشان را هم چون فرزند دانسته و به آنها تعلق خاطر دارند .

در دوران کهنسالی ممکن است پیرمردی باشد که با لذت در کارگاه خود کار میکند و رضایت درونی دارد و یا پیرمردی گوشه نشین و منزوی که سایرین او را طرد کرده اند

چون نسبت به رویداد ها احساسی شدید دارد ولی چیزی بیان نمی کند فضای اطراف او سنگین است، و این مطلب اور ا به مردی قوی، ساکت و عصبانی بدل می کند که احساس ناتوانی درونی دارد.

ممکن است در زندگی اش معکوس شدن نقش ها پیش بیاید، یعنی از آنجایی که پول در آوردن برایش مشکل است و اصولا برای پول کار نمی کند، همسرش نان آور اصلی شود .

در جمع ها خودشان را مسخره می کنند و به این ترتیب جلوی مسخره شده توسط دیگران را می گیرند، حتی شاید خیلی خوب باشند ولی به دلیل عدم اعتماد به نفس، خودزنی می کنند و دوست دارند دیگران به آنها بگویند که نه ، تو خیلی هم خوبی!!
اما متاسفانه عدم عزت نفس، مانع از شنیدن و یا پذیرش صحبتهای دیگران می شود .

از زجر کشیدن لذت می برند، چون از هر زجری که می کشند، انرژی کسب می کنند که به درون خودشان بروند و به خلق یک اثر هنری بپردازند.

نمونه هایی از کارهای خلق شده توسط یک هفائستوس تایپ

 

این نسخه بسیار ریز از ساختمان بیمه لندن را هم ویلارد ویگان ساخته و در مزایده به مبلغ ۹۴٫۰۰۰ دلار آن را فروخته است. او در ساخت این اثر از طلای سفید و پلاتین استفاده کرد و برای ساختش چهار ماه زمان صرف کرد. البته این اثر هنری حتی از یک دانه شکر هم کوچکتر است و برای دیدنش باید از میکروسکوپ استفاده کنیم.

«ویلارد ویگان» را خالق کوچکترین مجسمه های جهان می نامند. او مجسمه بالا را داخل سوراخ یک سوزن خیاطی ساخته است! و برای ساختن مجسمه اباما و خانواده اش واقعا سختی کشیده است! او برای خلق یک اثر معمولا چندین ماه وقت صرف می کند، و برای تراشیدن این شکلها از یک تیغ جراحی و نیزه هایی مخصوص برای تراشیدن طلا استفاده می کند و برای سهولت کار آنها را روی سر سنجاق نصب می کند. برای رنگ کردن کارها هم از یک موی کنده شده از پروانه های مرده استفاده می کند (البته این پروانه حتما باید به مرگ طبیعی مرده باشد!، وگرنه او از کشتن پروانه ها به خاطر خلق اثر هنری اش اجتناب می کند).

                                        

چه کسی گفته که شما نمی توانید یک شتر را داخل سوراخ سوزن و جلوی چشمهایتان قرار دهید؟! نیکلای آلدونین هنرمند دقیق روسی هفت شتر را درون سوراخ یک سوزن جای داده است. او چنان آثار ریز و کوچکی خلق کرده که برای تماشای بعضی از آنها به میکروسکوپ نیاز است.

استیون بکمان کسی که با خلال دندان شاهکار می آفریند، او نسخه مینیاتوری پل Golden Gate سان فرانسیسکو را با خلال دندان ساخته است. او برای ساختن این اثر فقط از یک خلال دندان و چسب استفاده کرده است.

 

و این هم تفنگی ساخته شده از ۴٨ قطعه مختلف بر روی یک چوب کبریت


 

 


 

نظرات کاربران :
  1. پرسشگر گفت:

    سلام راجع به سکس روانی و لودگی هفایستوس و دلیل اون توضیح بیشتری بدین ممنون میشم

    • mahsa گفت:

      درونگرایی و عدم توفیق کامل در مواقع برونگرایی و حضور در جامعه و عدم ارزش به خود و عزت نفس و تکریم خود و اعتماد به نفس . . .
      و قابلیت و توانایی شگرف در تجسم خلاق غیر سازنده و خیال پردازی و توهم . . .

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)