اسطوره آفرودیت


در اسطوره یونانی ، آفرودیت حضور بی نظیری داردکه باعث می شود میرنده ها ( انسانها) و خدایان به استثنای سه خدا بانوی باکره) عاشق او بشوند و زندگی نو و تازه ای بیابند. او میتواند یک مجسمه را تبدیل به زنی جاندار کند در حالیکه آتنا میتواند انسانهای جاندار را تبدیل به مجسمه کند. آفرودیت الهام بخش شعر و سخنان شور آمیز است و نماد نیروی عشق و خاصیت تبدیل بخشی آن است.

اما آفرودیت هیچگاه قربانی و مظلوم واقع نگشت و هیچگاه رنج و مرارت نکشید. در روابط اش با دیگری ، احساس میل و تمنا همیشه دوطرفه بوده و او هرگز قربانی هوس های دیگری نشده است. او تجربه های احساسی با دیگران را بیشتر از تجربه های مستقل و تنها( که تنها خدایان باکره را بر می انگیزاند) ، و یا تجربه های متصل شدن و باقی ماندن در یک رابطه ( خدا بانو های آسیب پذیر) ارزش می نهد.

پس بعنوان یک خدابانوی کیمیاگری ( خاصیت استحاله بخشی)، آفرودیت شباهت هایش با خدابانوهای دو دسته دیگر آشکار است اما او بطور ذاتی ، متفاوت با هر دو گروه خدابانو ها است. یعنی درست است که برای آفرودیت رابطه مهم است اما نه به معنای رابطه توام با تعهد طولانی مدت ( مثل خدابانو های آسیب پذیر) آفرودیت بدنبال ایجاد رابطه است تا انرژی جدیدی به زندگی بیابد. این آرکی تایپ، ظهور اش یا از طریق روابط جنسی است و یا خلاقیت وسیله .

آنچه که آفرودیت بدنبال آن است،  با خدایان باکره متفاوت است اما او نیز مانند خدابانو های باکره ، تمرکزش در این است که چه چیزی برای خودِ او معنا دار است و وقتی تمرکز میکند دیگران نمی توانند حواس او را از هدفی که دارد پرت کنند. آفرودیت به آنچه ارزش می نهد منحصرا برای شوق شخصی است و جهت موفقیت ، دست آورد اجتماعی و یا شهرت نیست. از قضا آفرودیت در این مورد بطور متناقضی (پارادوکسی ) به هستیای درون گرا شبیه است که در صورت ظاهر هیچ شباهتی به آفرودیت ندارد. ( هیچکدام به دنبال شهرت و موفقیت اجتماعی نیستند)

آفرودیت خدابانوی زیبائی که رومی ها او را ونوس می نامند ، زیباترین خدا بانو هاست . شاعران از موهای طلائی و چشمهای براق و پوست نرم و سینه های زیبای او شعر ها سروده اند . هومر او را “عاشق خندیدن” و سرشار از دلربائی غیر قابل مقاومت می دانست. او سوژه محبوب مجسمه سازان بخاطر داشتن اندام هوس انگیز و زنانه است.

طلائی” صفت آفرودیت است و یونانیان طلائی را به مفهوم “زیبائی ” می گرفتند. پرنده منسوب به او “قمری” و مرغ عشق و قو است. گل سرخ که هدیه عشاق به همدیگر است و از میان میوه ها سیب ، بخصوص سیب طلائی رنگ ، و انار سرخ ( که با پرسفون در اینجا شراکت دارد) میوه های منسوب به آفرودیت است.

اسطوره زایش آفرودیت:
در اسطوره های یونانی دو روایت از زایش و تولد آفرودیت آورده شده است . هسیود و هومر دو داستان کاملا متفاوت را نقل می کنند. در مدل هومری ، آفرودیت تولدش عادی بود. او دختر زئوس و یک پری دریائی به نام دیون است. اما در مدل هسیود، آفرودیت از یک جنایت وحشیانه متولد شد. کرونوس هنگامی که آلت جنسی پدرش اورانوس را به دریا افکند ، کف های سفید مانند اسپرم به همه جا پراکنده شدند و از آن کف ها آفرودیت به شکل یک زن بالغ به وجود آمد تصویر آفرودیت،  بر آمده از کف های دریا از بتوچلی نقاش- به نام ” تولد ونوس” یک اثر جاودانه است. روایت است که وقتی آفرودیت از دریا برآمد و به جزیره سیترا در قبرس وارد شد ، اروس ( عشق) و هیمه روس ( تمنا) با او همراه بودند و با همراهی آنها به کوه المپ رفته و مورد استقبال قرار می گیرد.

بسیاری از خدایان که از زیبائی او در شگفت بودند خواستار او شدند . اما برخلاف خدابانو های دیگر که شوهر خود را انتخاب نکرده بودند ( پرسفون اغفال شده ، هرا اغوا شده ، دیمیتر تجاوز جنسی شده ) ، آفرودیت آزاد بود که همسر خود را بر بگزیند. او هفایستوس ، خدای لنگ و صنعتگر و خدای آتش و آهنگری را برگزید. و هرا که مادر هفاستوس بود ، پسرش را بخاطر این ازدواج از خود طرد کرد . آفرودیت و هفایستوس فرزندی بوجود نیاوردند . ازدواج آنها ، اتحاد زیبائی و صنعت است که نتیجه اش “هنر” است.

در شجره خانوادگی ، آفرودیت با نسل دوم المپیان مرد نسل پسران بیشتر همطراز است تا نسل پدران ( زئوس ، پوزیدون و هادس) . آفرودیت با ارس خدای جنگ رابطه عاشقانه ایجاد کرد و فرزندانی ازاین دو بوجود آمد. یکی از عشاق دیگر او ، هرمس ، پیام آور خدایان بود که ارواح را به جهان زیرین هدایت میکرد و خدای مسافرین ، ورزشکاران و بازرگانان و خدای ارتباطات و خلاق آلات موسیقی و شعبده باز کوه المپ بود.

آفرودیت و آرس سه فرزند داشتند : یک دختر به نام “هارمونیا” یعنی هارمونی و موزونی دو پسر دوقلو به نامهای دایموس ( ترور) و فوبوس ( ترس) ، که با پدرشان همیشه در جنگ همراه بودند. اتحاد آفرودیت و آرس ، اتحاد دو تمنای غیر قابل کنترل ، عشق و جنگ اند که اگر در تعادل کامل قرار بگیرند میتوانند “هارمونیا” را بوجود بیاورند.

فرزند آفرودیت و هرمس هم یک فرزند خنثی است به نام هرموآفرودیت که زیبائی را از هر دو و اسم خود را از هردو و جنسیت را از هردو به ارث برده . بعنوان یک نماد ، هرموآفرودیت می تواند ، هر دو جنس گرائی ( تمایل به زن و به مرد از لحاظ جنسی ) و یا اندروژنی یعنی دریک بدن با ویژگی های جنس مخالف را بیانگر باشد.

بنا به روایاتی ، اروس ، خدای عشق ، پسر دیگر آفرودیت است که با برخی روایات دیگر که میگوید اروس خدای کهن تر از همه خدایان است مغایر است. هسیود می گوید که اروس ، نیروی ازلی زندگی است که قبل از تایتان ها و المپین ها بوده است. در روایت دیگر اروس در کنار آفرودیت از کف های دریا بر آمد و با او بسوی المپ روانه شد . اما اسطوره های موخر ، اروس را فرزند بی پدر آفرودیت به شمار می آورند. یونانی ها اروس را به شکل مرد جوان و توانائی توصیف و یا نقاشی میکردند . اما در طول زمان اروس که در آغاز یکی از نیروهای ازلی بود ، رفته رفته تبدیل به یک بچه بالدار به نام کیئوپید Cupid شد.

 

 

 

نظرات کاربران :

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)