جنگجو ، رقابت و رویکرد های موجود آن

 به عقیده شما میل به برتری و اول شدن چگونه می بایستی در ما به تعادل برسید ؟چگونه از رویکردهای تخریبی آن کاسته شود ؟‌

میل به برتری به بقیه و برنده شدن و اول بودن که از میل فطری بشری در ارتباط با خاص بودن و منحصر به فرد بودن سرچشمه می گیرد ولی متاسفانه با انحراف از این میل اصیل فطری با این گونه رویکردها ظاهر می گردند را در سطوح پایین تر آگاهی صرفاً می توان با افسانه ها و داستانهای پهلوانی و غیرتمندی و یا در وضعیت های بالاتر آگاهی می بایستی با همراه نمودن آن با ارزش های والای انسانی و یا ظرایف عاطفی و احساسی مدیریت نمود و لا غیر ، این میل عمیق به انحراف افتاده می تواند باعث بسیاری از اتفاقات و پیش آمدهای غیرسازنده و ناآگاهانه گردیده و مخرب و زیانبار باشد .

امروزه بسیار شاهد و مشاهده گر این هستیم که حس قهرمانی از ذهن افراد رخت بربسته و صرفاً به اول شدن و برتر و پیروز شدن به هر قیمتی می اندیشند با این رویکرد که هدف وسیله را توجیه نمود و حتی می تواند انکار نیز بنماید یعنی نقش وسیله هم قابل استحاله است و به هر قیمتی می توان به هر چیزی رسید و هم اینکه پس از آن کاملاً می توان منکر ابزار و یا وسایل حتی در شاکله توجیه شده آن برای رسیدن به هدف گردید .

 

 رویکرد رقابتی در راستای برنده شدن و اول بودن به چه صورتهایی ممکن است اتفاق بیافتد؟

در سطح آگاهی فعلی بشریت به طور روزمره بارها مشاهده می کنیم که انسانها خود را برای خود حقیقی خودشان زندگی نکرده و جلوه های آگاهانه و سازنده حرکت به سوی هدفشان را کاملاً از یاد برده و در عرصه هایی خصوصاً در دنیای سیاست و تجارت آنقدر مشغول رقابت اند و در این راستا برای رسیدن به مقام برتر تلاش و کوشش می کنند که این مقدار صرف انرژی و سعی تلاش به نوعی هیچ ربطی به آرمان ها و اهداف اجتماعی شان ندارد.

انسانها کلاً‌ موضوع و قسمتی که در آن مشغول فعالیت می باشند و حتی هدفشان را که رسیدن به خود حقیقی خودشان است را فراموش کرده و صرفاً می خواهند و یا دوست دارند که اول بوده و اول بشوند و برای رسیدن به این هدف به کارهای سطحی و پست رو می آورند تنها چیزی که می خواهند پول و قدرت و موقعیت اجتماعی است و برای رسیدن به این هدف و یا اهداف حاضرند دروغ گفته و هر نوع کلاه برداری کنند و به هر کار پستی تن دردهند این قبیل افراد نیز نه تنها قهرمان نیستند بلکه صرفاً موجوداتی شرور و شر هستند .  

نظرات کاربران :
  1. محمدرضا گفت:

    خیلی مقاله خوبی بود. مرسی.

  2. ایوب متانی گفت:

    ضمن تشکر از مطلب بسیار عالی و فوق العاده . . .
    به نظر این حس و حال با یک معیار قابل شناسایی و حل خواهد بود. شرایطی که هم در اون احساس برتری داشته باشیم و هم شر نباشیم و دیگران را لگد مال نکنیم.
    به نظر میرسه معیار اینه که آیا عنصر مقایسه این وسط هست یا نه. اگر مقایسه خودمان با دیگران و تمایل به برتری بر ایشان باشه قطعا و حتما انحراف توشه و شرارت به بار میاره. مقایسه انرژی شیطانی با خودش حمل می کنه. شیطان مقایسه میکنه و در این مقایسه مایل به برتری هست و هرگاه چنین عمل کنیم حتما شیطانی عمل کردیم و نتیجه اینگونه بودن هم بی برو برگرد شرارت و سیاهی و تباهی خودمون و دیگرانه.
    اما اگر به جای مقایسه ( که حتما یک سرش ” دیگران ” هستند ) از آگاهی ” منحصر بفرد بودن استفاده کنیم قضیه حل میشه. من به اندازه کافی آنقدر برتر هستم که هیچ کس نمیتونه مثل من باشه و با این معنا من بر همه برترم و هیچ کسی نمیتونه برتر از من باشه. برتری در ذات هر یک از ما نهفته هست اونجا که به خاطر منحصر بفرد بودن هیچ کسی شبیه ما نیست و کل کائنات لنگ بودن ماست و بدون ما چیزی کم داره که هیچ جایگزینی نداره. اما وقتی خودمون رو وارد مبارزه و رقابت میکنیم و در پی برتری بر دیگران هستیم عملا درکی از حقیقت عالم و قوانین کائنات نداریم و مهم نیست که به چه نتایج بیرونی برسیم و چه اندازه پیروز باشیم بلکه هین مهمه که شکست خورده ایم و از بودن انحصاری خودمون غافل شده، دور افتاده و با دستهای خودمون قهرمانی خودمون رو که قطعا فقط و فقط از جایگاه منحصر بفرد بودنمون متجلی میشه رو خراب و باطل کردیم . . .

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)