مقدمه و مروری بر کهن الگوی آفرینشگر

کهن الگوی آفرینشگر و حضور و عملکرد آن در روان هر انسان از مهمترین و کارسازترین عوامل رشد و تعالی مان در زندگی روزمره مان در تجربه فیزیک می باشد

  بر اساس آن زندگی ما از روند و روال قطارگونه اش که بر روی ریلی ثابت و مجبور در حال حرکت و طی طریق می باشد تبدیل به یک خودروی همه جا رو و همه جور رو تبدیل می گردد که نه تنها نیاز به ریل ندارد بلکه از هر مسیری و با هرگونه مشخصات ظاهری می تواند حرکت نموده و طی طریق نماید و کاملاً حالت مختار داشته باشد

به زبان ساده ، با زندگی کردن انرژی های این کهن الگو ما هر لحظه خالق مسیر هستیم و خودمان سازنده راه می باشیم ، نه اینکه مانند مثال بالا بر روی ریلی از پیش تعیین شده حرکت کنیم .

 کهن الگوی آفرینشگر ، پوشش دهنده و کامل کننده ۷ کهن الگوی طی شده تاکنون برای به نتیجه رساندنشان و کمک به زندگی کردن خودش و همچنین آنها در لحظه می باشد . این کهن الگو خاصیتی دارد که باعث می گردد حضور در   لحظه مان برایمان خلاقیت و نوآوری به همراه داشته و ما را به طور قطعی و ۱۰۰% در زمان حال خالق سرنوشت خویشمان سازد .

نکته مهم این است که ما  می توانیم با آگاه شدن به کهن الگوی آفرینشگر خود خالق سرنوشتمان بوده و به سمت هدف الهی و تجلی الهی مان حرکت نمائیم  بدین شکل که:

با توجه به این مطلب که هر انسانی تحت تربیت متولد شده و می توان که به طور کامل مگر در موارد معدود و انگشت شمار تا چندین سال ابتدای زندگی مان کاملاً تحت تاثیر هستیم و بر اساس اینکه وقایع و حوادث و اتفاقاتی که امروز برای ماست نتیجه اعمال و رفتار و آگاهی و انتخاب کردنهای و حتی انتخاب نکردن های دیروزمان است.

 پس همواره زمان حالمان تحت تاثیر قطعی گذشته مان قرار گرفته و انتخابگر در لحظه آن نبوده و در جبر گذشته مان محصور می ماند و این که در هر لحظه از زندگی مان در حال رقم زدن و آفرینش هر لحظه از آینده خود هستیم نیر به این مطلب می رساندمان که پس بنابراین آینده مان نیز در جبر زمان حالی است که در جبر زمان گذشته ای است که به علت ناتوانی و ناآگاهی هایمان در جبر والدین و محیط تاثیرگذار مطلق ابتدای زندگی مان است .

پس من چی؟؟؟؟؟

 

 و به جرأت می توان گفت که پس از ۷ کهن الگوی مطرح شده تاکنون ، اکنون این صرفاً کهن الگوی آفرینشگر با خصوصیات و ویژگی های عناصر وجودی اش است که می تواند پاسخگوی سوال پس من چی باشد که ما در هر لحظه با آفرینشی که در تعامل در لحظه مان با کل گذشته مان ، همسو و همراستا با آینده مان انجام می دهیم به معنای واقعی کلمه در حال ساختن زندگی مان و رسیدن به هدف غایی آفرینشمان هستیم و بر این روال می توانیم درک کنیم که معنا و مفهوم واقعی حضور در لحظه بدون در نظر گرفتن کهن الگوی آفرینشگر صرفاً حضور معصومانه و ناآگاهانه و غیرسازنده ای خواهد بود در پذیرش منفعلانه آنچه که ما از آنها به عنوان وقایع بیرونی برای ترسیم مسیر زندگی مان از آن نام می بریم .

نظرات کاربران :

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)