مدیریت بر خود …

با دید جزءی به کل، و دید کلی به جزئیات موجود در مجموعه اش بپردازدو….

 

رئیس یکی از شرکت های مهم و بزرگ ، برای استخدام مدیر در مجموعه خود از تمام کسانیکه اعلام آمادگی برای استخدام کرده بودند و واجد شرایط بوده اند. برای صرف نهار در یک رستوران سرو سرویس ، دعوت کرد .

بعد از پایان وقت غذا ، یکی از متقاضیان را به عنوان مدیر معرفی کرد . وقتی از او دلیل را جویا شدند ، گفت سایر افراد نمیدانستند واقعا چه چیزی را دوست دارند و بسیاری از غذا ها دست نخورده در ظرفشان باقی مانده بودد ، اندازه معده و اشتهای خود را نمیدانستند ، و یا مقدار کمی غذا میکشیدند و چند بار مجدد برمیگشتند و … که نشان از عدم شناخت و مدیریت بر خود بوده را اشاره میکردند . در حالیکه شخص منتخب ، به اندازه و با توجه به ذائقه و سلیقه شخصی و به اندازه درست و مناسب غذا کشیده بوده !

 

هر چقدر توان مدیریت بر جسم و بدن و ذهن و عواطف خود را داشته باشیم ، به همان اندازه هم توان مدیریت محیط پیرامون و اشخاص مختلف را خواهیم داشت .

البته توجه داشته باشیم که فردی که از بیرون نظاره گر رفتار دیگری است ، مطمیناً نمیتواند قضاوت صحیحی از نیت عملکرد و رفتار وی داشته باشد . معیار مدیریت شخص بر خودش ، بر اساس شرایط محیطی و محاطی خود فرد تعریف میشود نه استاندارد های بیرونی .

 

 

در مثالی دیگر ، مدیر عامل یک مجموعه بزرگ از متقاضیان مدیریت بخش های میانی سازمانش، خواست تا کلمه مدیریت را در بزرگترین کادری که میتوانند روی برگه کاغذ بکشند، بنویسند. اغلب افراد حروف اول را بزرگ و واضح نوشتند ولی توجهی به اندازه کل کادر نداشته و حروف پایانی درهم و ریز نوشته میشد.

 

 

 

مسلماً فردی در این آزمون موفق شد که در عین توجه به درشت نوشتن حروف ، اندازه کلی کادر را هم در نظر گرفته بود.

 

مدیر و رئیس هر مجموعه ، میبایستی در عین توجه به جزئیات ، کلیت مجموعه را هم در نظر داشته باشد  و با دید جزءی به کل، و دید کلی به جزئیات موجود در مجموعه اش بپردازد.

 

نظرات کاربران :
  1. Natalie Nevill گفت:

    دستتون درد نکنه

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)