کهن الگوی دانش آموز و دانشجو ۳ ( student )

 

تحلیل کهن الگوی دانش آموز و دانشجو با استفاده از حوزه مادینگی(آنیما) و نرینگی(آنیموس):

رویکرد مادینگی(آنیمایی): موضوع یادگیری توسط حوزه ناخودآگاه انتخاب شده و پیش پایش گذاشته می شود به صورتی که نمی داند چرا به این موضوع برای تعلیم گرفتن و آموزش دیدن تمایل دارد و سوق داده می شود. تماماً پذیراست و  نسبت به استاد در جایگاه پایین یعنی شاگردی قرار دارد و تمام آنچه را که از استاد در حین تدریس جاری می شود را یاد می گیرد و به درون خود راه می دهد تا پر شود ، منتها چون توانایی تفکیک کردن و کلاسه بندی را که عملی نرینه (آنیموسی) است ندارد ، به غیر از موضوع یادگیری ، سایر صفات و دانسته های استاد را نیز به دلیل خالی و آماده بودن جهت پر شدن توسط مطلب جدید ، به خود می پذیرد . و باز به دلیل عدم وجود نرینگی(آنیموس) به جهت مدیریت و حفظ مطالب امکان دارد پس از پایان کلاس ، تمام آنچه را که یادگرفته است به همین سرعت از دست بدهد و فراموش نماید.

رویکرد نرینگی (آنیموسی): موضوع یادگیری را با آگاهی آن لحظه اش انتخاب کرده و جهت یادگیری آن و پیدا کردن استاد و معلم  مربوطه شروع به جستجو می کند و پس از یافتن مدرس موردنظر همسو با معیارهای مورد نیاز جهت جایگاه استادی ، روند آموزش آغاز می گردد. منتها به دلیل پر بودن شخص و دسته بندی ها و چارچوب های موجود ذهنی وی ، مجال و جایی برای قرار گرفتن مطالب جدید و فضای رهایی جهت نوآوری و آفرینش مسیری جدید برای آموختن نمی گذارد.

رویکرد متعادل مادینگی(آنیمایی) و نرینگی(آنیموسی): با نرینگی(آنیموس) ، حوزه و مرز اطراف موضوع یادگیری را مشخص نموده و سپس با استفاده از آنیمای کهن الگوی معصوم خالی شده و آمادگی پذیرش می یابد. تحت چارچوب های گذاشته شده توسط نرینگی(آنیموس) ، تماماً پذیرا می باشد و کل موضوع انتخاب شده از استاد به سمت شاگرد جاری و ساری می گردد. حال در انتهای پروسه یادگیری ، دانش آموز مطالب را با استفاده از نرینگی(آنیموس) درون ، جمع بندی و طبقه بندی کرده و تبدیل به آگاهی می کند ، سپس آن را با آنیما هضم و جذب و درونی و از آن خود نموده و از آن رها می گردد. اکنون آگاهی جزئی از وجود دانش آموز است و با آن زندگی را می گذراند ، تا زمانیکه احساس نیاز به یادگیری مطلب جدیدی جهت آگاه تر شدنش می کند و دوباره این چرخه را ایجاد می کند. که این نیاز با توجه به جمله

“خوب بودن مان باعث بهتر شدن ،  و بهتر شدن مان باعث عالی شدنمان ، و عالی بودنمان زمینه ساز تعالیمان  گردد”

از همیشه تا همیشه و همه و جا و همه وقت ، پویا و جاری خواهد بود .

آگاهانه زندگی کردن و درونی شدن حوزه یادگیری بدین معناست که هر بار با مساله مربوطه همراه گردیده و همسو  می گردید نیازی به یادآوری مطالب و سوال در مورد اینکه موضوع تعلیم گرفته چه بوده و ترتیب اجرای آن چگونه است و حال طبق آن تعالیم چه باید کرد ، نباشد و همه موارد بدون دخالت پردازشهای معمول ذهن ، از اعماق درون تان جاری شود (که البته این پروسه نیاز به زمان و تجربه و ممارست دارد) و تنها در انجام آن انتخابگری و تصمیم گیری داشته باشید .

در این راستا با آگاهانه زندگی کردن این مقوله  ،  می توان آن را با دیگران نیز به اشتراک گذاشت و علاوه بر اینکه در عمل اینگونه ایم ، حتی در کلام نیز مثلاً با راهنمایی کردن دیگران پیرامون همان مطلب عنوان نمود که بدین صورت دانش آموز از جایگاه شاگردی به مقام تعلیم دهنده و آموزگار در همان حوزه موردنظر ارتقاء می یابد و با پشت سر گذاشتن این مرحله ، می تواند به سایر زوایا و جوانب آن مطلب و این بار از جایگاه بالاتر و یا دیدگاه استادی واقف شده و برایش روشن گردد.

تمرین با استفاده از دانش آموز و دانشجوی درون جهت آگاه شدن و به تعادل رساندن دو حوزه مادینگی(آنیما) و نرینگی(آنیموس):

می توانید با تغییر مقدار پذیرش تان و اندازه خالی شدن تان و اندازه ظرف تان جهت یادگیری ، هر دو حوزه مادینه(آنیما) و نرینه(آنیموس) را یاد بگیرید و به آن آگاه شوید ، زیرا اندازه گیری مقدار آن نرینگی(آنیموسی) است و خالی شدن مادینگی(آنیمایی) می باشد.


 

برای مثال پس از پایان کلاس و ارتباط استاد و شاگردی ، ملاحظه نمایید که چه مقدار از مطالب عنوان شده را بدون نیاز به مرور یادداشت هایتان می توانید به خاطر آورید . اگر مادینگی(آنیمای) زیادی جهت خالی شدن داشته باشید ، احتمالاً پس از پایان کلاس جواب سوالات را در همان زمینه به راحتی می توانید بدهید در صورتیکه نمی دانید از کجا پاسخ آن ها را می دانید . لکن اگر برای یادآوری مطالب نیاز به جدول بندی و طبقه بندی دارید و تحت این دسته بندی ها می توانید به پرسش ها پاسخ صحیح دهید ، نرینگی(آنیموس) شما در این پروسه فعالتر بوده است.



در مورد موضوع یادگیری به راحتی می توانید نرینگی(آنیموس) را تمرین کرده و به آن واقف گردیده و آگاه شوید . اینکه تا چه حد موضوع را تفکیک می نمایید و قسمت خاصی را مدنظر قرار می دهید می تواند کاملاً آنیموسی باشد و حتی اگر موضوع انتخاب شده ، رسیدن به هدفی را پوشش می دهد ، آنیموس آن پر رنگتر خواهد بود . مثلاً اگر موضوع یادگیری آشپزی باشد ، جزئی تر عمل کنید .

به عنوان مثال متوانید  یادگیری یک نوع  غذای فرنگی را مدنظر قرار دهید : برای تفکیک بیشتر می توانید مقادیر معلوم انتخاب تان را بیشتر کنید برای مثال می توانید برای یادگیری آشپزی  غذای فرنگی که با پاستا تهیه می شود ، اقدام کنید . حال اگر هدفی را نیز همسو با آن تعریف کنید ، نرینگی(آنیموس) بیشتری را در انتخاب آن مدنظر قرار داده اید مانند یادگیری آشپزی غذای فرنگی که با پاستا تهیه می شود جهت مهمانی امشب و فلان مهمان خاص و یا مناسبت .

با همین روش و سبک سیاق و روش می توان این گونه آگاهی ها را در تمام قسمتها و ابعاد و جزئیات زندگیمان در راستای تعالیمان جاری و ساری نموده و و تجلی بخش آنها از درون خود گردیم و پیوسته پویا و متعالی .


انشا الله

 


نظرات کاربران :
  1. خاطره گفت:

    هنگ کردم….بر می گردم کوچلو کوچلو بخونم و…هضمش کنم(انشاءالله با همت و اقدام)

  2. آرش گفت:

    امکانش هست یه مثال دیگه بزنید؟
    مرسی

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)