مقدمه سفر قهرمانی (۵)

در مقدمه قبلی  سفر قهرمانی ، درباره منحصر بفرد بودن مسیر هر کدوممون صحبت کردیم! و اینکه با اینکه همه ما مقصد مشترکی داریم ، (‌تعبیر مقصد مشترک می تونه مثل این باشه که هممون از مرکز یه کره داریم به سمت پوسته کره حرکت می کنیم و هر کدوم قراره که یه نقطه از پوسته اون کره باشیم ولی می دونیم که از مرکز کره به سطح کره می تونه بی نهایت شعاع خارج بشه که این بی نهایت شعاع هر کدوم منحصر به فردن و هیچ کدوم هیچ همپوشانی و اورلپی با اون یکی که حتی در کنارشون وجود داره و اطرافشون هست ندارند و در عین اینکه که هر کدوم تک مسیرند هم مقصدند در حقیقت مقصدشون یکیه و اون سطح کره است )  تفاوت های فردی و متجلی شدنمون از کل و اینکه هر تجلی ماموریت و رسالت شخصی ویژه خودش رو داره و غیره … باعث منحصر بفرد بودن مسیر و رسالت شخصی ما شده.

حالا میخواهیم در این مسیر شروع به حرکت کنیم !

هر کدوم از ما یه نوع و یه مدل وسیله نقلیه در اختیار داریم که برای رسیدن به مقصد ازش استفاده میکنیم . در طول مسیر وسیله نقلیه مان نیاز به سوخت گیری داره ، تا بتونه مسافت لازم رو به سمت مقصد طی کنه !

بعضی از ما تمام مسیر رو با ماشین خودمون میریم ، بعضی از ما در قسمتهایی از مسیر از تاکسی و اتوبوس استفاده میکنیم!

و بعضی از ما هم مثل تانکر حمل سوخت هستیم !

 

اگه با ماشین خودمون سفر میکنیم ،‌قطعاً باید بعد از طی مسیری،‌جایی بایستیم و پمپ بنزین مسیر خودمون رو پیدا کنیم و سوخت گیری کنیم .

میتونیم در قسمتهایی هم با تاکسی و ماشین کس دیگه ای مسیر رو طی کنیم !

اما نکته مهم اینه که یادمون باشه قرار نیست‌ تا ابد با تاکسی و ماشین این و اون به مسیرمون ادامه بدیم . شاید در بعضی از قسمتهای مسیر به هر دلیلی لازم باشه ،‌ ولی نه برای همه مسیر و همیشه ! چون این به مفهوم هم مسیر بودن و هم مسیر شدن با دیگر تجلیات الهی است که با تک مسیر بودن و فردیت و منحصر به فرد بودن رسالت شخصی هر یک از ما مغایره و منافات داره .


بعضی وقتها هم ممکنه، به بعضی دلایل از جمله اشراف کامل نداشتن به جاده و یا عدم مدیریت صحیح و یا پیدا نکردن پمپ بنزین مسیرمون و یا غفلن و عبور از محل سوخت گیری ، سوخت کم بیاریم ،‌مسلماً میتونیم از ماشین دیگه ای کمک بگیریم تا به اولین پمپ بنزین برسیم . و یا شاید در قسمتی از مسیر ، اگر از کسی که راه را بلدست کمک نگیریم ،‌نیاز به بوکسل و … داشته باشیم . گاهی حتی با دانستن حدود و صغور مسیر هم ،‌ ضرری ندارد که از افرادی که در قسمتی از مسیرشون احتمالاً مشابه مسیر ما رو طی کردن و با اون قسمتی که ما ناآشنا هستیم ، آشنا هستن ، ‌سوال کنیم و از تجربیاتشون استفاده کنیم .

جالبه بدونیم که توی این جاده ها و توی این مسیرها به سمت رسیدن به مقصد همه نوع وسیله نقلیه ای هست و هر کد.م هم وظیفه و رسالت خاص خودشون رو دارن بعضی ها سوار موتور سیکلتند که زود زود نیاز به سوخت گیری دارن ولی معمولاً تنها سفر می کنن و توانایی حمل هیچ کس و هیچ چیزی غیر از خودشونو ندارن ، بعضی ها دوچرخه سوارن ، بعضی ها با پای پیاده ان و در کنار جاده منتظر سایر وسایل نقلیه ای می مونن که توانایی سوار کردن اونا رو دارن ، بعضی ها تاکسی ان و ۴-۵ نفر دیگه رو در بعضی از قسمتهای مسیر همراه خودشون حمل می کنن ، بعضی ها مثل اتوبوسن تعداد زیادی از آدم ها رو تا مسافت خیلی زیاد همراه خودشون حمل می کنن ، بعضی ها هم توی این مسیر تانکرای سوختن و نه تنها سوخت مورد نیاز خودشون رو برای طی طریقشون و رسیدن به مقصد دارن که سوخت مورد نیاز خیلی دیگه از آدمها رو برای رسیدن به مقصدشون در اختیارشون می زارن . ( که پیامبران و امامان و رهبران دینی و مذهبی از این قبیل هستند )


پس یادمون باشه که اگه تانکر سوخت داریم حمل اضافه سوخت می تونه هم مصرف سوختمون رو بالا ببره و هم در طول مسیر خیلی سنگین و یواشتر می تونیم حرکت کنیم و یا اگه با خودروی شخصی و با خانوادمون در حال طی طریقیم مدیریت سوخت گیری و طی طریقمون رو فراموش نکینم و مسئولیتشو به عهده بگیریم و یا اگه با پای پیاده ایم و ناچاریم که در قسمتی از راه هم مسیر و هم سفر دیگران باشیم و بار خودمون رو به دوش دیگران تحمیل می کنیم به فکر این باشیم که هر چه زودتر این بارو از روی دوش اونها بردایم و ادامه مسیرو با وسیله شخصی خودمون انجام بدیم و هر کدوممون با تصویر سازی و بررسی همیشگی و مستمر طی طریقمون همونجوری که بایسته و شایسته است این طی طریق رو انجام بدیم .

نظرات کاربران :
  1. جمعی از خوانندگان گفت:

    ای ساکن جان من آخر به کجا رفتی در خانه نهان گشتی یا سوی هوا رفتی
    چون عهد دلم دیدی از عهد بگردیدی چون مرغ بپریدی ای دوست کجا رفتی
    در روح نظر کردی چون روح سفر کردی از خلق حذر کردی وز خلق جدا رفتی
    رفتی تو بدین زودی تو باد صبا بودی ماننده بوی گل با باد صبا رفتی
    نی باد صبا بودی نی مرغ هوا بودی از نور خدا بودی در نور خدا رفتی
    ای خواجه این خانه چون شمع در این خانه وز ننگ چنین خانه بر سقف سما رفتی

  2. آرش گفت:

    وقتی وارد سایت میشم بعد از چند دقیقه چشم هام سنگین می شوند.چی کار کنم ؟
    آیا فرار هستش؟؟

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)