نقش بعد معنوی وجودمان در تعاملات در لحظه زندگی مان(در حوزه کار و مدیریت) ۲

هوش معنوی در مدیریت

چه خصوصیاتی از آدم یک مدیر، رهبر و فرمانروای بزرگ می سازد؟ برخی می گویند توانایی تصمیم گیری های سخت، برخی دیگر توانایی فرمان دادن را مطرح می کنند. البته درست دیدن و داشتن چشم انداز و دورنما ( از جایگاه هیچ که منطبق بر هر سه حوزه جسم، ذهن و روح است) از اصول اولیه رهبری است. این چشم انداز باعث ایجاد شوق و اشتیاق، تولید نیروی محرکه و انگیزه لازم برای حرکت، نشاط و شور می شود. زمانی که ما منظره ای در آینده را تصویر می کنیم و رویا می بینیم، عمیق ترین ارزش ها و خواستگاه های ما  موجودیت می بایند و حس پایبندی به هدف مان در ما و سازمان مان شکل می گیرد. آنچه امروزه فقدان آن در رهبران مان مشهود است، نداشتن این افق دید و چشم انداز و رویاست. که یکی از دلایل آن ارزش های موجود جامعه امروزی ما ست که در یک نوع خاص از سرمایه به نام سرمایه مادی گذاشته شده است. در بسیاری از موارد ارزش یک بنگاه اقتصادی توسط میزان و مبلغ درآمدی آن در نظر گرفته می شود. این وسواس به منافع مادی، منجر به رواج تفکر کوتاه مدت و پیگیری های اهداف شخصی شده است. درست است که برای هر نوع سرمایه گذاری کوتاه مدت که می خواهیم در آن شرکت کنیم نیاز به نوعی برگشت ثروت مالی می باشد اما برای رهبری و مدیریت دراز مدت یک شرکت پایدار و متعادل ، نیاز به دو نوع سرمایه گذاری دیگر نیز داریم : سرمایه گذاری اجتماعی و سرمایه گذاری معنوی. این سه نوع سرمایه شبیه به لایه های کیک عروسی اند. سرمایه مادی در لایه بالا ، سرمایه اجتماعی نهفته در وسط ، و سرمایه معنوی در پایین استوار است و از هر سه حمایت می کند.

با توجه به گفته فرانسیس فوکویاما اقتصاددان، سرمایه اجتماعی را می توان با میزان اعتماد در جامعه، میزان همدلی که مردم با یکدیگر دارند ، و تعهد به سلامت جامعه اندازه گیری کرد ،و سلامت جامعه را نیز می توان با معیارهایی چون میزان جرم و جنایت ، طلاق ، بی سوادی ، و دادخواهی اندازه گیری نمود.

سرمایه معنوی، پارادایم جدیدی است که ما مستلزم هستیم تا تغییرات ذهنی اساسی در مورد پایه های فلسفی و شیوه های رهبری در خود ایجاد نماییم. موضوع در مورد مذهب یا تمرینات معنوی نیست. بلکه در مورد قدرت رهبر در دستیابی به نتایج، توسط الهام بخشی مردم با عمیق ترین معانی، ارزش ها و اهداف می باشد.

رهبران با استفاده از هوش خود هر سه شکل سرمایه مادی، اجتماعی و معنوی را می سازند. اما این تنها در مورد ضریب هوشی نیست بلکه شامل هوش ذهنی، قلبی و معنوی نیز می باشد که در ارتباط با این سه نوع سرمایه هستند.

نشانه های هوش معنوی بالا توانایی تفکر خارج از چارچوب و محدودیت ها، تواضع و دسترسی به انرژی هایی که از چیزی فراتر از خود(ego) و نگرانی های روزانه مان، آمده است، می باشد. هوش معنوی ، هوش غایی یک رهبر با افق و وسعت دید است. این همان هوشی است که مردان و زنانی مثل چرچیل، گاندی، نلسون ماندلا، مارتین لوتر کینگ جونیور، و مادر ترزا را هدایت کرده است. راز رهبری آنان در توانایی شان برای الهام بخشیدن به مردم و اهدای چیزی به آنهاست که مردم حس می کنند ارزش مبارزه را دارد.

ادامه دارد …

نظرات کاربران :
  1. ناشناس گفت:

    سوال۱-ایا فرقی بین رهبر سازمان و مدیر سازمان وجود دارد یا خیر؟سوال ۲-ایا ارکی تایپ رهبر باارکی تایپ مدیر میتواند یکی باشد؟ ایا یک مدیر با ارکی تایپ مناسب مدیریت میتواند خارج از چارچوب عمل کند و در دستور کار مدیر چنین چیزی هست؟

    • mahsa گفت:

      پاسخ سوال ۱ – بله ، دردایره لغاتی که ما تعریف می کنیم بین رهبر و مدیر تفاوت وجود دارد . مدیر یک مجموعه ، مطابق با مباحث سفر قهرمانی ، جنگجوی سطح دوم است ، و رهبر مجموعه جنگچوی سطح سوم است . مدیر یک مجموعه، اهداف را در راستای در نظر گرفتن خود و سازمان و محیط پیرامونش تعیین کرده و بر این اساس استراتژی های سازمانی را تعیین می کند در حالیکه رهبری به معنای انگیزانیدن آدم ها به طی طریق و مسیرشان است.
      پاسخ سوال ۲ – منظور شما از چهارچوب عمل چیست ؟ اگر چهارچوب را ساختاری خشک و از قبل تعیین شده تعریف میکنید ، بله میتواند . مدیر آگاه ، هر لحظه هوشیار است و با بررسی جزئیات لازم و توجه به اهداف که در لحظه تعیین می شوند ، در صورت لزوم و صلاحدید خود تغییر در چهارچوب های موجود ایجاد کند . در این رابطه پیشنهاد می کنیم مطلب ” هدفگذاری آگاهانه و صحیح و گیر نکردن به هدفگذاری قبلی !!!! ” را در همین خصوص مطالعه بفرمائید .

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)