نقش حامی درونی و بیرونی در دیدن مسئله و حل آن

بهترین ، امن ترین و گرم ترین آغوش دنیا ، آغوش خودمان است .

 

آیا شما از آن دسته افرادی هستید که با دیدن مسئله ای جدید ، روی بر گردانده و آن را نادیده می گیرند؟ آیا رفتار تکراری  (Repetitive behavior)خاصی در قبال اتفاقات مختلف روزمره دارید ؟می توانید مسائل پیش رویتان را به درستی ببینید (Problem Solving)و تشخیص دهید یا ….

یکی از مواردی که برای برخی از ما پیش می آید نا توانی در دیدن مسئله و انکار ، فرار کردن از آن بدون دیدن و بررسی و امکان سنجی راه حل های موجود است  (Denied suffering).

بیایید بررسی کنیم که به چه دلیلی برخی از ما چنین مسئله ای داریم !!!

 

احتمالاً اغلب ما در اطرافیان خود ، مادرانی را دیده ایم که وقتی فرزندشان ناآرامی می کند با راه های مختلفی سعی می کنند بدون توجه به دلیلی که باعث ناآرامی آنها است ، فرزندشان را ساکت کنند .

به عنوان مثال با شنیدن صدای قان و قون کودک، بدون لحظه ای تامل و بررسی دلایل احتمالی ناراحتی او ، سریع شیشه شیر را به دهانش می چپانند !! یا اگر فرزندشان بزرگتر از شیرخوارگی باشد، ظرفی از غذا پیش رویش می گذارند و می گویند ، “اینو بخور ، زود خوب میشی !!” و در صورت اعتراض فرزندشان با قاطعیت اعلام می کنند که اگر این را بخوری حتماً خوب میشی .

برخی دیگر ، زمانیکه با هر گونه ناخشنودی فرزندشان رو برو می شوند ، بدون توجه به دلیل این ناراحتی و بدون اینکه کوچکترین تلاشی برای پیدا کردن صورت مسئله بکنند ،به فرزندشان اسباب بازی و یا هدیه ای می دهند تا با آن سرگرم باشد و فراموش کند ناراحت بوده است !!

مادرانی هم سریعاً تلویزون را روشن می کنند و فیلم و کارتونی می گذارند تا فرزندشان آرام شود وچندین راهکار ساده دیگر برای ساکت کردن فرزند که احتمالاً خود ما نیز با آنها بزرگ شده ایم !!

ووووو

ووووووووووووو

تجارب کودکی بویژه تا پیش از هفت سالگی اهمیت بسیار زیادی دارند، چراکه جزو اولین تجارب انسان محسوب می شوند و با توجه به آنها است که الگو های ذهنی شکل می گیرد و در تجارب بعدی با توجه به همان تجارب قبلی نتیجه گیری و رفتار خواهیم کرد .

کودکی را تصور کنید که بنا به هر دلیلی ناراحت است و والدین به جای شنیدن و کمک به او در پیدا کردن مسئلهو هدایت او به سمت حل مسئله ، با یکی از روش های بالا و یا سایر راه های مشابه ، صورت مسئله را پاک می کنند (inattention) !!!

و احتمالا الگوی شکل گرفته در ذهن او  (Mental model) این خواهد بود که :

“هر وقت ناراحتم باید چیزی بخورم !! “، “در زمان ناراحتی باید خرید کنم و برای خودم چیز جدیدی بخرم تا حالم بهتر بشه ” و یا در تعامل با تجربه جدید به جای اندیشیدن وتفکر با این روش ها فرار می کند “وقتی نمیدونم چیکار باید بکنم ، تلویزیون روشن می کنم “.

……………………….

تربیت کودک ، چه کودک بیرونی و چه کودک درون ما از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. شاید والدین برخی از ما ، به دلیل نبود آگاهی در زمینه های تربیتی ، بهترین راه مسئله را ، سرکوب و یا انکار آن می دانسته اند و با روش های مختلف آنرا به ما آموخته باشند .

وظیفه اکنون ما ، آگاه شدن به این رویکردها در حل مسائل روزمره مان است و دیگر نمی توانیم به بهانه اینکه “در تربیت من کوتاهی شده”  (Neglected in education)و یا “دست خودم نیست ، اینطوری بزرگ شده ام” ، از زیر بار مسئولیت رفتار هایمان فرار کنیم . (Escape liability)با انکار و فرار ، در وضعیت فعلی باقی خواهیم ماند و این وضعیت بقا گونه مانع هر گونه رشدی در ما خواهد شد .


از همین امروز ، حامی درونمان را رشد بدهیم و در مورد تجارب مختلف ، با والد حمایتگر درونی مان ، از خودمان حمایت کنیم تا قادر باشیممسائل پیش رو را به بهترین نحو حل کنیم .

بهترین ، امن ترین و گرم ترین آغوش دنیا ، آغوش خودمان است .

نظرات کاربران :
  1. آرش گفت:

    نمی دونم از کی اما مشاهد گرم بد راه افتاده و حالم رو بده کرده و بد از همه دیگه نمی تونم ازش فرار کنم بهش فکر نکنم یا حتی از این سایت فرار کنم
    تا این لحظه از آگاهی ام رو مدیون شما هستم .تشکر

  2. نعیم گفت:

    آرش! هه هه! تسلیت می گم! نه، تبریک! 😉

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)