سرنوشت، سرگذشت ، و آنچه که به سرمان آمده است

سرگذشت یا سرنوشت ؟؟؟

تا حالا به کلمه سرنوشتیا سرگذشتو یا اینکه میگیم ، چیبه سرماومد ، دقت  و توجه کردین ؟

دیدین وقتی از بعضی ها دلایل ناکامی و عدم موفقیتشون رو میپرسیم ، سریع میگن : ” ای بابا ، سرنوشتمون همین بوده دیگه ” یا ” دست خودمون که نیست بابا ، اینا تو سرنوشت آدم نوشته شده !”

 

 


این افراد به ظاهر از خودشون سلب مسئولیت میکنند و فکر میکنن ، با سپردن مسئولیت به تقدیر و انداختن بار مسئولیت اعمالشون بر روی شونه های یه کسِ دیگه ،  هرکسی که باشه ، حتی کسی که نامعلوم و غایب و بعضاً مجهول الهویه باشه ، باری بر شانه هاشون نبوده و نیست و کلاً از خودشون ( البته فقط و فقط به خیال واهی خودشون ) سلب مسئولیت میکنن . در حالیکه  در حقیقت با گفتن این جملهسر گذشتماین بوده ” عملاً با صدای بلند دارن اعلام میکنن که چقدر ناآگانه و بدون توجه به حوزه سر رفتار کرده اند و چیزایی از سرشونگذشته و به ذهنشون خطور کرده ، که حالا هر زمان ، و به هر اندازه ای که بوده ، تا این حد در یک زمانی در زندگیشون به این صورت خودشو نشون داده . .

 

کلمات سرنوشت و سرگذشت ، از حوزه سر میان ، و کاملاً اشاره مستقیم  به این حوزه دارن و همش دارن به ما یاد آوری میکنن که سهم خودمونو توی سرنوشتمون در آینده و سرگذشتمون در گذشته ببینیم.

سرگذشت و آنچه که بر ما گذشته رو ، سر خودمون  نوشته ، البته میدونم که چقدر آگاه شدن به این مطلب و آگاه شدن به اون چه بار مسئولیتی رو بهمون وارد میکنه و چقدر ممکنه که، خودآگاه و نا خود آگاه بخوایم که ، از آگاه شدن به این آگاهی فرار کنیم و اونو نخونده و نشنیده تلقی کنیم و  با حامی نا آگاهمون بی رحمانه و در ظاهر مشفقانه و برای حمایت نا آگاهانه از خودمون بگیم که مگه میشه ….!!!!!، برو ببینم بابا مگه میشه من خودم همچین بلایی رو به سر خودم آورده باشم و …… غیره  و یک عالمه از این حرفهای غیر مسئولانه و برای شانه خالی کردن از زیر بار پذیرفتن مسئولیت خودمون ، که همه مون ماشا الله استادش هستیم !!



یعنی آگاهی اون زمانِ من ، انتخاب هایی را برایم رقم زده که سرگذشت منو شکل داده بوده . به عبارتی این، سر ، ما است که سر گذشت را ساخته و سرنوشت رو میسازه ، باور کنین به همین سادگی و در عین حال به همین سختی …. ؟؟؟؟؟ !!!!!! .

آنچه که “به سرم آمده ” یعنی سر من باعث شده این اتفاقات برام بیافته !

سرنوشت و آینده ما رو هم،سرمون تعیین میکنه ! نه عوامل بیرونی و حاشیه ای . هر چقدر آگاهی ما بیشتر و بیشتر بشه و حوزهسرمون رو تقویت کنیم ، آینده و سرنوشت آگاهانه تری رو برای خودمون رقم خواهیم زد


 



 

پس برای داشتن سرگذشت و سرنوشت مطلوب و یا هر جوری که دلمون میخواد و آنچه که به سرمون میاد ، باید که ، سرمون رو تقویت کنیم ، بله درست متوجه شُدید سرمون ، سرمون ، سرمون ، سرمون ، و بازم میگم سرمون ، چون اگه نیاز به تقویت جای دیگه ای بود حتماً میگفتیم:

اونجا نوشت و یا اونجا گذشت و یا میگفتیم به اونجامون اومد ، پس وقتی الان به جای اونجا توی این کلمات سر رو جایگزین کنیم ، متوجه میشیم که همه چی میره سر جاش و درست از کار در میاد ، و این یعنی اسرار ، یعنی فرمانروا ، یعنی همونی که باید بدونیم ولی نمیخوایم و خودآگاه و       نا خودآگاه از اون و آگاه شدن بهش  فرار میکنیم .



 

برای درست نوشتن و بر اساس رسالت شخصی برنامه ریزی کردنسرنوشت ، فقط باید که ، حوزه سر ،رو درست کرد ، تا سرنوشت خودمون رو با آگاهی بنویسیم و سلب مسئولیت نکنیم ، فقط  و  فقط  همین و بس.


خدا به همراهتون

نظرات کاربران :
  1. مریم گفت:

    چقدر دیر این مطلب رو خوندم!! خیلی عالی بود. مرسی مهسا خانم. خدا به همراهتون.

  2. mohamadreza گفت:

    عالی بود . تشکر از سایت عالی شما، امیدوارم مردم ما روز به روز بیشتر به اهمیت روانشناسی واقف بشن، البته همونطور که نوشتین سرگذشت و سرنوشت هر کسی رو خودش تعیین میکنه.

  3. امید گفت:

    “… این یعنی اسرار ، یعنی فرمانروا …”, اینجاش خیلی خوش مزه بود 🙂

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)