سایه (۲)

بخشی از وجودمان را که خودآگاه و ناخودآگاه سرکوب کنیم و با کنترل های بیرونی و درونی آنرا نادیده بگیریم، نه تنها تصحیح نمی شود، بلکه مانند فنر فشرده شده، قدرتمندتر خواهد شد.

در ابتدای خود شناسی و با دیدن بخشی از سایه، شاید برخی از ما جرات ادامه مسیر را نداشته باشیم، چشمانمان را ببندیم و به سرکوب ها ادامه دهیم، امانکته مهم اینجا است که بخشی از وجود و محتوای روانمان راکه خودآگاه و ناخودآگاه سرکوب کنیم و با کنترل های بیرونی و درونی آنرا نادیده بگیریم، نه تنها تصحیح نمی شود، بلکه قدرتمند تر و شدید تر خواهد شد.

تک تک خصوصیاتی که نفی می کنیم و از آنها بدمان می آید و در برابر آنها مقاومت می کنیم، در ما جان می گیرند و باعث می شوند از حال خوب حقیقی فاصله بگیریم (حال خوب حقیقی یا شعف، در نتیجه همسویی و هماهنگی تمام ابعاد وجودی ما و پذیرش همه ابعاد وجودی مان در همین لحظه، است). این عواطف واحساسات و ابعاد ناشناخته، کنترل ما را به دست می گیرند و…


 

اگر آگاه نشویم، ابعاد ناشناخته و سرکوب شده وجودمان ما را تسخیر خواهند کرد.

 

فنری را تصور کنید که هر بار با نیروی بیشتری آن را فشار می دهیم تا ارتفاع آنرا کوتاه کنیم، مسلماً هر چه بیشتر فشار وارد کنیم، نیروی ذخیره شده پتانسیل آن بیشتر می شود و بالاخره زمانی خواهد رسید که تمام این نیروی انباشته شده آزاد می شود و توان مهار آن را نداریم !

در چنین مواقعی، توان مدیریت رفتار و گفتار و اعمالمان را نخواهیم داشت و سایه های ما (نا آگاهی های ما) هستند که مارا کنترل می کنند.

به عنوان مثال، ترس هایی که پایه و اساسی ندارند و ما هرگز به آنها توجه نکرده ایم ناگهان در جایی که انتظارش را نداریم سرباز می کنند، ما را اسیر خود می کنند و افسار زندگی ما را به دست می گیرند.


ابعاد ناشناخته وجودمان در صورت عدم آگاهی، همیشه ترسناک و مهیب بنظر می رسند.

 

همانطور که اشاره شد چون تصور اغلب ما از سایه، مجموعه خصوصیاتی است که آنها را پست و به درد نخور می دانیم،  تلاش می کنیم با زندگی نکردن آنها، خوب و موجه و دوست داشتنی باشیم و بتوانیم تائید از خود و از اجتماع بگیریم!

اما خود حقیقی مان چه می شود؟ آیا برای زندگی کردن آگاهانه بایستی سایه ها را سرکوب کرد؟ یا بایستی آنها عیناً زندگی کرد؟ تکلیف ما با سایه ها چیست؟

تعریف ما از زندگی، آگاهانه زیستن و آگاهانه انتخاب کردن است! برای انتخاب صحیح نیاز به شناخت و آگاهی از حوزه امکان وسپس مسئولیت پذیری داریم!

خوب و بد، سیاه و سفید، زشت و زیبا و … همه نمایانگر دو سمت و سوی طیفی هستند که ما می خواهیم در وسط آن حرکت کنیم. سایه های وجود ما، به اندازه بخش های روشن و خودآگاه ما اهمیت دارند و با دیدن آنها، شناختن آنها است که کلید حل مسائل را به دست می آوریم. حوزه امکان ما برای انتخاب، عبارت است از دانسته های ما، یعنی آنچه که می دانیم نمی دانیم و آنچه که می دانیم می دانیم! (در صورت تمایل مطلب “جوینده حوزه امکان را می شناسد”  در همین ارتباط را مطالعه بفرمائید).

 

 

سایه ها همیشه همراه ما هستند، مگر می توان سایه هایمان را از خودمان دور کنیم؟ فرض کنید در حال قدم زدن در خیابان هستید و ناگهان متوجه وجود سایه تان می شوید و می خواهید از آن فرار کنید! با چه سرعتی باید دوید تا از آن دور شد؟ به کدام سمت می خواهید فرار کنید تا دیگر سایه نداشته باشید؟ مگر راه فراری وجود دارد؟

 

 …………….. ………     

با هر سرعت و به هر جهتی که بدوید، سایه شما به دنبالتان خواهد آمد. تنها راه ایستادن زیر نور خورشید، یعنی عمل بر اساس آگاهی هایمان است

 

تنها راه برای نداشتن سایه این است که در راستای نور خورشید (یعنی همان آگاهی) قرار بگیریم و تنها در این حالت است که سایه های ما کوچکتر می شوند و به تدریج محو می شوند. فرض کنید درست زیر سایه آفتاب ظهر باشد و خورشید درست بالای سر ما باشد، وقتی کاملاً در همان راستای خورشید (آگاهی) هستیم و انتخاب مسئولانه می کنیم ما سایه نداریم .

در غیر اینصورت، یعنی زمانیکه بر اساس آگاهی زندگی نکینم، یعنی همسو با اگاهی حرکت نکنیم و از خورشید دور باشیم، سایه های بلند تری داریم

……………………………………………………………

سایه های ما، ابعاد مختلف وجودی ما هستند که به آنها آگاه نیستیم

 

 

با توجه به مطالب فوق، شناخت سایه از اهمیت بسیاری برخوردار است، سایه ها ناآگاهی های ما هستند و با شناخت آنها ، نور آگاهی را بر آنها می تابانیم تا به جای سرکوب و فشار و فرار، حوزه امکان و دایره توانمندی هایمان را نیز افزایش بدهیم.

ما انسانها موجوداتی چند بعدی هستیم (مطلب انسانهای چند گلبرگی نیز در همین خصوص است) و با شناخت ابعاد بیشتر از وجودمان، رشد می کنیم . بایستی با واقع بینی به ابعاد مختلف وجودمان بنگریم (پیشنهاد می کنیم مطلب نگرش زنبوری و مگسی در خصوص واقع بینی را مطالعه بفرمائید، چرا که مرحله اول نگرش واقع بینانه به خود است).

سایه ها کلید راه ما هستند، آنها نشانه هایی هستند که به کمک آنها انحراف و فاصله مان را با آنچه باید باشیم و حقیقتاً هستیم می بینیم .

سایه ها، معیار ما برای حرکت صحیح هستند. حال باید ببینیم چگونه می توانیم سایه ها را شناسایی کنیم؟؟


سایه ها کلیدهایی هستند که به ما میزان مغایرت را نشان می دهند و نشانه هایی هستند که مسیر شخصی مان را به ما نشان می دهند

 

 

این مطلب ادامه دارد …

 پیشنهاد:

        دقایقی با خود خلوت کنید و یک یا چند نمونه از ترس هایتان را به خاطر بیاورید. فارغ از اینکه چرا چنین ترسی در شما ایجاد شده،‌ ببینید چه آگاهی برای حل این مسئله نیاز دارید و از چه راهی می توانید آنرا به دست بیاورید . 

نظرات کاربران :
  1. رضا گفت:

    سلام
    خیلی جالب بود … کلی لذت بردم …
    واقعا سایه ها بما تغییراتمونو نشون میدن …

  2. شرمینه گفت:

    حوزه امکان ما برای انتخاب ، عبارت است از دانسته های ما ، یعنی آنچه که می دانیم نمی دانیم و آنچه که می دانیم می دانیم !
    عالی … !

  3. فرناز گفت:

    سلام
    به این فکر میکنم که کلمه ای از این متن رو نمیشه حذف یا جابجا کرد و هر جمله یک دنیاست.خود این مطلب مثل سایه می مونه…نمیشه ازش فرار کرد.
    ممنونم

  4. سوسن گفت:

    از مطالبی که در صفحه میگذارید و من همین الان کشفش کردم سپاسگذارم .حظور متن هائی از این دست فضای مجازی را دلپذیر تر میکند .موفق باشید .مطلب سایه را به اشتراک گذاشتم تا دیگر دوستان نیز از ان استفاده کنند و با این صفحه اشنا شوند.در ضمن اگر منبع مطالب را نیز درج کنید ممنون میشوم.

  5. ناشناس گفت:

    من تا حالا هر چی خوندم میخواد اینو بگه ما اگه هر کاری میکنیم خجالت نکشیم وافتخار هم کنیم .سایه نداریم !!! در اصل وجدان سایه میاره. اگه من به همسرم خیانت کنم واصلا این کارو بد ندونم تازه بهش افتخار کنم وبگم همه بدونید منم این !!!از سایه خبری نیست کسی هم تو زندگی نقش سایه رو واسم بازی نمیکنه دراصل سایه اگه اون کاری که بد میدونی سعی کنی نکنی خشمگین میشه ودیگران اون کارو باهاغت میکنند. .مثلا ما بگیم هرچی بدی تو دنیاست من دارم . انوقت سایه دست از سر ما برمیداره ؟؟؟شما رو خدا جواب بدید

    من میل ندارم کاش جوابمو تواین سایت میدادی.بلدم نیستم میل درست کنم

    • مهسا نوتاش گفت:

      سلام
      سایه به معنای بخش هایی از وجود ما است که به انها آگاه نیستیم و گاهی با فرافکنی آن در دیگران شروع به قضاوت سایرین می کنیم

      دوست عزیز ، اطلاق کلمه خوب یا بد به رفتاری بدون توجه به رویکرد و ریشه آن ، عادلانه نیست .
      لطفا مطلب را مجدد مرور بفرمایید و اگر سوال دیگری بود بفرمایید

  6. ناشناس گفت:

    سلام عزیزم. ممنون از جوابتون. جایی خوندم ببشتر ما از سایه مون میترسیم یا شرم داریم . خوب پس ادمی که شرم نداره وجنبه تاریک وجودشو. بکار میگیره دیگه به دنیای بیرون فرافکن نمیکنه. چون سابه نداره ؟؟؟

    • مهسا نوتاش گفت:

      سلام
      سایه ابعاد ناشناخته وجود ما است و مسلما همه ما در مسیر خود شناسی آرام آرام با این ابعاد آشنا خواهیم شد و با، به آگاهی آوردن آنها ، دیگر ترس از آنهامعنایی نخواهد داشت . ( ترس های ما ریشه در ناآگاهی ما دارند ، پیشنهاد می کنم مطالب مربوط به ترس را مطالعه بفرمایید )
      منظور از به آگاهی آوردن ابعد وجودی الزاماً زندگی کردن آنها نیست
      قرار نیست در مسیر رشد و کم کردن سایه هایمان ، جنبه های تاریک وجود را غیر مسیولانه زندگی کنیم .
      بلکه میخواهیم ابعاد وجودی خود را بطور کامل شناسایی کرده و سپس انتخابگر مسیول سازنده ، هر لحظه خود باشم

  7. ناشناس گفت:

    ممنون از راهنمایی شما.

دیدگاه شما در مورد ناشناس

( الزامي )

(الزامي)